تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منع تدوين الحديث ( منع تدوين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
براى اينكه گسترهء اين دو خط مشى ( تعبّد محض و اجتهاد ) بيشتر روشن شود ، به ذكر بعضى از متون مىپردازيم . * ابن سعد در طبقات از عبدالله بن علا نقل مىكند كه گفت : از قاسم - كه بر من حديث املا مىكرد - پرسيدم ، گفت : در زمان عمر احاديث زياد شد ، به مردم اعلام كرد كه احاديثشان را نزد او بياورند ! چون آوردند دستور داد آنها را بسوزانند ، وسپس گفت : « مثناة كمثناة « 1 » أهل الكتاب » ؛ اينها نوشته‌هايى است ، مانند ميشناى « 2 » يهود و نصارى « 3 » . در برابر اين رويدادها در ذهن خواننده پرسش‌هايى پديد مىآيد كه پاسخ‌هاى دقيق و قانع كننده مىطلبد : - چرا احاديث در دورانِ خلافتِ عمر - به ويژه - فزونى يافت ؟ اين پديده بر چه چيزى دلالت مىكند ؟ - چرا عمر دستور داد احاديث را بسوزانند ؟ و آنها را با آب از بين نبرد يا در زمين دفن نكرد ؟ - چرا عمر - بىتحقيق و وارسى - در اين كار شتاب ورزيد ؟
هامش
( 1 ) . چنانچه بعضى از نويسندگان يادآور شده اند ، ضبط صحيح چنين است : مشناه كمشنات . . . ( م ) . ( 2 ) . « ميشنا » و « گمارا » مجموعه‌هايىاند كه در شرح كتابِ مقدس فراهم آمد و مجموعه آنها « تلمود » ناميده مىشود ( م ) . ( 3 ) . الطبقات الكبرى 5 : 188 ؛ سير أعلام النبلاء 5 : 59 .