بنابر اين ، آنان صحابه را از تفسير قرآن و شأن نزول احكام « 1 » و بازگويى فضائل و مثالب ( كاستىها ) بازداشتند « 2 » يا با ادعاى اختلاط با قرآن و احتياط در نقل ، اين كار را محدود ساختند .
2 . احاطه نداشتن حاكمان به همه احكام شريعت .
اين امر آنان را واداشت كه اندك اندك شيوهاى را در شريعت ترسيم كنند كه مردمانِ بسيارى آن شيوه را نداشتند .
در آغاز ، خلفا احكامى را كه در قرآن و سنّت آمده بود و به آنها آگاهى نداشتند ، از صحابه مىپرسيدند و بدون آنكه آشكارا مشكلى پديد آيد پاسخ هاى آنان را مى پذيرفتند ، ليكن به مرور زمان اين پاسخها در پوششى از مناقشه و تخطئه فرو رفت .
هامش
( 1 ) . آيه حَافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ والصَّلَاةِ الوُسْطى ( بقره : 238 ) كه در مصحف عايشه و حفصه و امّ سلمه درباره قرائتشان چنين بوده است : حَافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ والصَّلَاةِ الوُسْطى [ وصَلاةِ العَصر ] وَقُومُوا لِلّهِ قَانِتِينَ ؛ بر نمازها محافظت كنيد ( و اهميّت دهيد ) به ويژه نماز ظهر و نماز عصر و در برابر خدا فروتن باشيد .
و ابن عبّاس و ابَى بن كعب و ابن مسعود و على بن ابى طالب آيه 24 سوره نساء را اين گونه قرائت كردهاند : . . . فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَاتُوهُنَّ اجورَهُنَّ . . . . [ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ] ؛ زنانى را كه تا مدّتى معيّن به ازدواجِ موقّت خويش درآورديد ، اجور ( مهرها ) شان را بپردازيد
( 2 ) . در الدرّ المنثور 2 : 298 به اسناد از ابن مسعود آمده است كه گفت : ما در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله اين گونه قرائت مىكرديم :يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ- أن عليا مولي المؤمنين -وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ( مائده / 67 ) اى پيامبر ، آنچه را سويت نازل شده - كه على مولاى مؤمنان است - به مردمان برسان ، و گرنه رسالتت را نرساندهاى .
نيز بنگريد به آنچه در تفسير آيات زير آمده است :
*إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ( حجرات : 6 ) اگر فاسقى خبر آورد ، تحقيق كنيد .
*لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ( حجرات : 2 ) پيش پيامبر صداهاتان را بلند مكنيد .
*وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ( تحريم : 4 ) اگر شما دو تا ( عايشه و حفصه ) همديگر را پشتيبانى كنيد .
*الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ( اسراء : 60 ) درخت نفرين شده در قرآن . و . . .