جلوگيرى از نقل و نگارش حديث ، خلق الساعه پديد نيامد و نمىتوان آن را - تنها - به يك عامل نسبت داد ، بلكه چندين عوامل در پيدايش آن نقش داشتند و با پشتيبانى يك ديگر مقدّماتِ گسترش ايده منع تدوين را فراهم آوردند . به نظر مىرسد چهار عامل در اين راستا اساسىاند :
1 . جلوگيرى از تفسير و بيانِ احاديثى كه درباره اهل بيت رسيده بود و رواياتى كه كانونِ مكتب خلفا را نشانه مىرفت .
امّا نقل فضائل - به تنهايى - بدونآگاه سازى به پيامى كه در آنها نهفته است ، در منعِ عام آنها - كه همه احاديث را دربر مىگرفت - چندان مد نظر نبود .
در اين چارچوب ، جلوگيرى از نشر عيبها و نقايص بزرگان قريش و گروه حاكم داخل مىشد ؛ زيرا قرآن كريم و رسول خدا اشخاصى را ستودند و ديگرانى را نكوهيدند « 1 » .
هامش
( 1 ) . همين امر به تنهايى كافى بود كه آنان به منع دست يازند تا بر رسوايىهاى خويش سرپوش نهند و فضاى فكرى جامعه را به سمت و سويى كه خود مىخواهند و مىپسندند سوق دهند ( م ) .