* از ابى قِلابَه نقل شده است كه ابن مسعود گفت : به علم بچسبيد پيش از آنكه ( از ميانتان ) گرفته شود ! گرفته شدن علم به اين است كه اهلِ آن از ميان بروند ، هيچ كدامتان نمىدانيد كى بدان نياز مىيابيد ! به زودى گروههايى را مىيابيد كه شما را به كتابِ خدا دعوت مىكنند در حالى كه آن را پشت سرشان انداختهاند « 1 » .
* مَعْن مىگويد : عبدالرحمان بن عبدالله بن مسعود كتابى را آورد و سوگند خورد كه پدرش آن را با خطِ خودش نوشته است « 2 » .
* در فصل ( قرائت ) از كتاب صحيح بخارى به نسخهاى اشاره شده كه نزد بخارى بوده يا از روى آن نوشته است و از اصحابش حكايت مىكند كه آنان براى طلب علم و تدوين آن مىكوچيدند « 3 » .
* از شَعْبى نقل شده است كه گفت : در پهنه گيتى كسى را چون « مسروق » كوشا در طلبِ علم سراغ ندارم ؛ اصحاب عبدالله بن مسعود ( آنان كه سنّت را براى مردم مىخواندند و آموزش مى دادند ) علقمه بود و مسروق و . . . « 4 » .
* ابن عيّاش مىگويد : شنيدم مُغيره مىگفت : حديث از على را تصديق نمىكند به جز كسانى از اطرافيان عبدالله بن مسعود « 5 » ( همچون عَلْقَمَه ، كه به حبّ على معروف بودند ) .
* در تاريخ فَسَوى آمده است : نوه ابن مسعود پيشِ معن كتابى را آورد كه به خط پدرش عبدالرحمان بود كه روايات ابن مسعود وپاره اى از آراى فقهى وى را در برداشت « 6 » .
*
هامش
( 1 ) . تذكرة الحفّاظ 1 : 16 ؛ مجمع الزوائد 1 : 126 ؛ الجامع ( معمر بن راشد ) 11 : 252 ، حديث 20426 ؛ اعتقاد اهل السنّة 1 : 87 ، حديث 108 .
( 2 ) . جامع بين العلم 1 : 72 ؛ و بنگريد به ، المصنّف ( ابن ابى شيبه ) 5 : 313 ، حديث 26429 .
( 3 ) . به نقل از الدراسات ( دكتر اعظمى ) : 127 .
( 4 ) . جامع بيان العلم وفضله ( ابن عبدالبرّ ) 1 : 94 ؛ تهذيب الكمال 27 : 454 ؛ سير أعلام النُبَلاء 4 : 65 .
( 5 ) . صحيح مسلم 1 : 13 ، حديث 7 ؛ المدخل الى السنن الكبرى 1 : 132 ، حديث 82 .
( 6 ) . تاريخ فَسَوى 3 : 215 ؛ الدراسات : 154 .