( ما شيوا و گوياترين سخن را با وحى اين قرآن ، برايت حكايت مىكنيم ) قلبها ظرفاند ! آنها را به قرآن مشغول داريد و به غير قرآن مپردازيد « 1 » .
آنان كه به اين سبب گرويدهاند نتيجه گرفتهاند كه ابن مسعود از مسير اهل بيت منحرف بود و گفته اند : وى از على منحرف بود « 2 » يا به اين موضوع اهميتى نمى داد و آن صحيفه را نابود ساخت و درصدد برآمد اين توهّم را زنده سازد كه قرآن از آنچه در آن صحيفه است بسنده مىكند « 3 » .
بنابراين ، هدف اساسى در منع تدوين حديث ، محو ادله امامت بود و سببِ صحيح ديگرى در اينجا به نظر نمىآيد « 4 » .
نقد و بررسى
بر اين نظريه دو اشكال وارد است :
اول : با مراجعه به منابع مىتوان به سخنانى از ابن مسعود دست يافت كه تأكيد دارند وى به تحديث و تدوين فرا مىخواند و به خاطر همين موضعگيرى در زمان عُمَر بن خطاب به مدينه احضار شد و تا پايانِ دوران خلافت عمر زندانى گرديد . بعضى از اين نصوص ، چنيناند :
* عمرو بن ميمون روايت مىكند كه : شامگاه پنجشنبهاى نشد كه نزد ابن مسعود نروم . . . « 5 » .
* عبدالله بن زبير مىگويد : به پدرم گفتم چرا نمىشنوم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله حديث كنى ؛ چنان كه از ابن مسعود و فلانى و . . . مىشنوم « 6 » .
*
هامش
( 1 ) . تقييد العلم : 54 .
( 2 ) . دراسات فى الكافى والصحيح : 19 ؛ دراسات فى الحديث والمحدّثين : 22 .
( 3 ) . تدوين السنّه الشريفة : 413 .
( 4 ) . نگاه كنيد به : تدوين السنّة الشريفه : 421 و 470 .
( 5 ) . سنن دارمى 1 : 95 ، حديث 270 ؛ سنن ابن ماجه 1 : 10 ، حديث 23 ؛ مسند احمد 1 : 452 ؛ حديث 4321 ؛ التمييز ( امام مسلم قُشَيرى ) : 174 .
( 6 ) . سنن ابن ماجه 1 : 14 ، حديث 36 ؛ المصنّف ( ابن ابى شيبه ) 5 : 295 ، حديث 26242 ؛ مسند احمد 1 : 165 ، حديث 1413 ؛ و بنگريد به ، صحيح بخارى 1 : 52 ، حديث 107 .