در روز فتح مكه ، روزىكه خداوند اسلام و آيين خود را عظمت بخشيد و كافران را سرشكسته كرد ، رسول گرامى خدا صلى الله عليه و آله دستور داد تمامى آن بتها را شكستند و درون كعبه و اطراف آن را از هر نوع شرك و بتپرستى پاك و مطهّر كردند .
در كتاب « تاريخ الخميس » در مورد چگونگى از بين بردن بتها و تعداد آنها چنين آمده است : ابن هشام گويد كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز فتح مكّه وارد خانهء كعبه شد . در آن عكسهايى از فرشتگان و غيره و نيز تصويرى از ابراهيم عليه السلام در حالىكه در دستان او چوبدستيهايى ( نيزههايى ) كه در قرآن از آن به « ازلام » ياد شده ديده مىشد . حضرت فرمود : خداوند آنان را هلاك كند كه اين چنين تشبيهى از بزرگ ما كردهاند . شأن ابراهيم كجا و « ازلام » كجا ! سپس اين آيه را تلاوت كرد :
« ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا ، وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
سپس دستور داد تمامى آن تصاوير نابود شود .
در « مواهب اللّدنيه » آمده است كه در اطراف كعبه 360 بت وجود داشت و حضرت به هر يك از آن بتها كه مىرسيد ، اشارهاى مىكرد و مردم آن را نابود مىساختند .
در روايتى از « ابىنعيم » آمده است كه شياطين اين بتها را با سرب و مس تزيين كرده بودند . و در روايتى از « ابن عباس » آمده : پس از نزول آيه در روز فتح ، جبرئيل عليه السلام به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : عصاى خود را به دست گير و تمامى آنها را از جاى خود واژگون كن . حضرت به سوى هر بت مىرفت در حالىكه گاه با عصاى خود فشارى به شكم و يا چشم آن وارد مىكرد ، يكى يكى آنها را بر زمين مىافكند . تا اينكه تمامى آنها واژگون شدند . در اين حال تنها بت خزاعه بر روى كعبه باقى مانده بود كه اين بت ظاهراً از شيشه و يا مس زرد ساخته شده بود . حضرت رو به على بن ابىطالب عليه السلام كرد و فرمود : اى على ! آن را به وسيلهء اين چوبدستى بينداز . پس از آن ، حضرت خود ايستاد و على بن ابىطالب عليه السلام بر روى شانههايش رفت و سپس به بالاى كعبه صعود كرد و بت را سرنگون ساخت و آن را شكست ، در حالىكه بهت و حيرت تمامى مردم مكّه را فرا گرفته بود .
در « رياض النضره » از على بن ابىطالب عليه السلام روايت شده است كه گفت : هنگامى كه به نزديكى كعبه آمديم رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : بنشين ، پس در كنار كعبه بر روى زمين