مىگذاشت تا اينكه در دوران قريش و پس از آن ، كيفيت ساختمان تغيير كرد و روز بروز پيشرفت نمود و هم اكنون ساختمان آن را بدين صورت مستحكم و استوار مىبينيم به طورى كه گذشتِ زمان تأثير چندانى در آن نمىگذارد . اختلاف است ميان تاريخنگاران ، در دو قبيلهء « جرهم » و « عمالقه » كه كدام يك كعبه را پيشتر بنا كرده است .
بيشتر آنان بر اين باورند كه اين دو در يك زمان در مكّه زندگى مىكردند و ميان آنها جنگهاى زيادى رخ داده است .
ليكن نظريهء ما اين است كه قبيلهء « جرهم » پيش از « عمالقه » كعبه را بنا كردهاند ؛ زيرا جرهميان سابقهء طولانىتر و قديمىتر از عمالقه نسبت به اقامت در مكّه داشتهاند . اينان پس از رسيدن هاجر و فرزندش حضرت اسماعيل عليه السلام به مكه ، به اين سرزمين آمده و در آن اقامت اختيار كردند ، به طورىكه حضرت اسماعيل عليه السلام هنگامىكه به سن جوانى رسيد ، با دخترى از قبيلهء جرهم ازدواج كرد .
وضعيت كعبه و مطاف در دوران خزاعه
فرمانروايى مكّه پس از فرزندان حضرت اسماعيل عليه السلام به دست جرهميان افتاد امّا آنگاه كه آنان حرمت مكّه و حرم را پاس نداشتند و يا در آن طغيان و ظلم فراوان كردند ، خداوند خزاعيان را بر آنان مسلط كرد ، بهطورىكه جرهميان مجبور به ترك مكّه شدند . از آن پس ولايت و فرمانروايى مكّه و سيادت كعبه در دست خزاعه قرار گرفت .
« ازرقى » در تاريخ خود از « محمد بن عبدالعزيز » چنين نقل مىكند :
« به روزگار فرمانروايى قبيلهء خزاعه در مكّه و كعبه ، سيل عظيمى راه افتاد ، بهطورىكه مردم مكّه غافلگير شدند . اين سيل وارد مسجدالحرام شد و اطراف كعبه را فرا گرفت سپس به پايين مكّه رفت و درختان مسير خود را از جاى كند . در اين سيل ، جنازهء يك زن و مرد به دست آمد . مرد شناسايى نشد امّا زن را كه نامش « فاره » و از ساكنان منطقهء بالاى مكّه بود ، شناختند .
پس از آن قبيلهء خزاعه بر گِرد خانهء خدا ديوارى كشيد و حجراسماعيل را نيز ضميمهء آن ساختند تا بدينوسيله كعبه را از ورود سيل مصون دارند .