تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
« أَشهد أن لا إله الّا اللَّه و أنَّ محمّداً رسول اللَّه » رسول خدا فرمود : تو وحشى هستى ؟ گفت : آرى ، فرمود : آيا تو حمزه را به قتل رساندى ؟ گفت : همان‌طور است كه به عرض شما رسيده است . حضرت فرمود : بنشين و چگونگى واقعه را براى من بازگو . هنگامىكه وحشى ، نحوهء به شهادت رساندن حمزه را براى پيامبر شرح داد ، حضرت فرمود : آيا مىتوانى خود را از من دور نگهدارى و تو را نبينم ؟ از آن به بعد وحشى ، هرگاه رسول خدا را مىديد از مقابل چشمان او فرار مىكرد . 11 ) عبداللَّه بن زبعرى وى از شعراى آن دوران به شمار مىآمد و همواره صحابه را هجو و مشركان را بر قتل آنان ترغيب مىكرد . در روز فتح مكه ، وقتى شنيد كه خون او مباح گرديده ، به نجران گريخت و در آنجا ساكن شد . پس از مدتى ، اسلام در قلب او ريشه دوانيد و به سوى رسول خدا بازگشت و اظهار داشت : « السلام عليك يا رسول اللَّه ، أشهد أنْ لا إله الّا اللَّه و أشهد أنّك رسول اللَّه . »

زنانى كه خونشان از سوى پيامبر مباح اعلام شد :

1 ) هند ( دختر عتبة بن ربيعه ) وى زن ابوسفيان بود و آزار و اذيت او به رسول خدا ، معروف است . او همان زنى است كه جگر حضرت حمزه عليه السلام را در جنگ احد از سينه‌اش خارج كرد و با دندانش بر آن گاز زد و چون نتوانست بجود و ببلعد ، از دهان خود خارج ساخت در روز فتح مكه ، همراه ساير زنان - در حالىكه از كردهء خود پشيمان بود - به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و ايمان آورد . 2 و 3 ) دو آوازه‌خوان متعلّق به ابن خطل عبداللَّه بن خطل همان كسى است كه خونش توسط پيامبر مباح گرديد و در روز