بخشيدم . صفوان گفت : هيچ نفسى نمىتواند اين وضع را داشته باشد ، جز نفس يك پيامبر . پس در آنجا اسلام آورد و مسلمان شد .
8 ) حارث بن طُلاطله ( خزاعى )
او آزار و اذيت فراوانى به حضرت رسول وارد ساخته بود كه در روز فتح مكه ، توسط حضرت على بن ابيطالب عليه السلام كشته شد .
9 ) كعب بن زهير
كعب بن زهير بن ابى سلمى مزنى ، شاعر مشهور عرب و صاحب قصيدهء معروف « بِأَنْت سُعاد » همواره حضرت رسول را در سرودههاى خود هجو مىكرد . روزى در حالىكه پيامبر در مسجدالحرام نشسته بود ، بر پيامبر وارد گرديد و اسلام آورد ، سپس قصيدهء معروف خود را با مطلع : « بِأنْتَ سُعاد فَقَلبي اليَوْم مقبول » بر حضرت خواند و هنگامىكه اشعارش به اينجا رسيد :
ان الرسول لسيف يُستضاء به * مهند من سيوف اللَّه مسلول
أنبئت أنّ رسولاللَّه أوعدنى * والعفو عند رسولاللَّه مأمول
حضرت رو به اصحاب كرده ، فرمود : گوش بدهيد چه مىگويد . گويند كه پيامبر خوشحال شده و به دو خلعت بخشيد .
10 ) وحشى بن حرب
« وحشى » يكى از بردگان قريش بود كه به او در ازاى كشتن يكى از سه نفر « محمد صلى الله عليه و آله » ، « على عليه السلام » ، و حمزه ( عموى پيامبر ) وعدهء آزادى داده بودند . وحشى ، در جنگ « احد » عموى گرامى پيامبر را از پشت سر هدف قرار داد و به شهادتش رسانيد ، بدين جهت مسلمانان در پى آن بودند كه او را بكشند ، ليكن موفق نمىشدند .
در روز فتح مكه ، وحشى به سوى طائف گريخت و در آنجا بود تا هنگامىكه هيأتى از سوى مردم طائف به حضور پيامبر رسيدند . او نيز با آنها بر پيامبر وارد گرديد و گفت :