تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
خواندند ، چون پس از تولد ، مقدارى از موى سرش سفيد بود . هاشم پدر او پس از ازدواج با سلمى دختر عمرو خزرجى كه از قبيلهء بنى عدى بن نجار در مدينه بود ، داراى پسرى شد كه او را « شيبه » ناميدند . هاشم او را به همراه مادرش در مدينه ترك كرد ، تا اينكه شيبه نوجوانى گرديد و در اين هنگام پدرش هاشم درگذشت . مطّلب بن عبد مناف ، پس از وفات برادرش هاشم به مدينه آمد و شيبه را از مادر گرفت و بر روى شتر خود قرار داد و او را به مكه آورد . آنگاه كه اين شتر وارد مكه شد ، قريش در نگاه اوّل تصوّر كردند كه مطّلب غلامى را خريدارى كرده و با خود به مكه آورده است ، به همين جهت او را « عبدالمطلب » خواندند و پس از آن ، اين نام بر او باقى ماند . عبدالمطلب مردى تنومند و سفيد چهره بود و بيانى بسيار فصيح و بليغ داشت ؛ بطورىكه هر كس با او برخورد مىكرد و او را مىديد ، محبّتش را به دل مىگرفت . او كه شخصى شريف ، حليم و بردبار بود ، قضاوت عرب و سيادت قريش را از آنِ خود كرد . عبدالمطلب بر دين ملّت ابراهيم بود و خداى يگانه را عبادت مىكرد . هنگامى كه ماه رمضان مىرسيد ، بر كوه حِرا بالا مىرفت و تمامى ماه را در آنجا به عبادت و بندگى خداوند مىپرداخت . از ويژگىهاى او اين بود كه فقرا هيچگاه از درِ خانه‌اش دست خالى باز نمىگشتند . او همواره مردم را به داشتن اخلاقِ نيكو و پسنديده سفارش مىكرد . شراربخوارى را ناپسند مىشمرد و ازدواج با محارم و زنا و زنده به گور كردن دختران را ممنوع و حرام اعلام كرده بود . فرزندان خود را پيوسته از ظلم و جور به ديگران نهى مىكرد . از ابن عباس و پدرش عباس عموى پيامبر نقل شده كه گفت : عبدالمطلب بلندترين قامت را در ميان مردان عرب دارا بود و زيباترين صورت را داشت ؛ بطورىكه هر كس او را مىديد ، دوستدارش مىشد . عبدالمطلب جايگاه خاصى را در حجر براى خود داشت كه هيچ كس بر روى آن نمىنشست . همچنانكه هيچ فردى در كنار او بر روى جايگاه نشيمن قرار نمىگرفت ! نقل كرده‌اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى در حالىكه طفل بود و با دشوارى راه