تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
كودك خود را شير داد . در اين هنگام كاروانى از آنجا عبور كرد كه از قبيله « جرهم » بود . آن كاروان از شام برگشته و از راه پايين مكه مىگذشت . كاروانيان پرندگانى را ديدند . يكى از آنان گفت در اين دشت هيچگاه آب و ساكنى نبوده است . « ابن عباس » مىگويد : دو تن از سقاهاى خود را در پى آن فرستادند ، آنان وقتى نزد مادر اسماعيل آمدند ، با او سخن گفتند و سپس نزد كاروان خويش باز گشتند . و آن جايگاه را بدانان خبر دادند . پس كاروانيان نزد مادر اسماعيل آمده ، سلام دادند و او پاسخ داد . آنان پرسيدند : اين آب از آنِ چه كسى است ؟ مادر اسماعيل پاسخ داد : از آنِ من است . آنان گفتند اجازه مىدهى كه به همراه تو در كنار اين آب زندگى كنيم ؟ گفت : آرى . ابن عباس ادامه مىدهد : پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند : پاسخ مثبت به مادر اسماعيل از جانب خداوند القا گرديد و او دوست داشت كه كسانى در اطرافش باشند . پس در آنجا فرود آمدند و سپس كسى فرستادند كه زن و فرزندانشان را هم بياورد . همگى آمدند و در زير همان درخت ساكن شدند و براى خود سايبانى ساختند و هاجر به همراه فرزندش اسماعيل با ايشان زندگى كردند . بعضى از آگاهان گويند : « جُرهميان » از آب زمزم نوشيدند و ساليان دراز بر اين منوال گذشت و آنان همچنان در آنجا ساكن بودند . آنگاه كه جُرهميان حرمت حرم را نگاه نداشته و خانه را خوار و سبك شمردند و اموالى را كه به كعبه اهدا مىگرديد آشكارا و پنهانى خوردند و به همراه آن گناهان بزرگى را در آن مرتكب گرديدند ، آب زمزم كاهش يافت و سپس قطع گرديد . جايگاه چاه با گذشت زمان فرسوده شد و در اثر سيل‌هاى پى در پى نشان چاه نيز از ميان رفت . « عمر بن حارث بن مضاض بن عمرو جُرهمى » قوم خود را پند و اندرز داد كه در منطقه حرم ستم نكنند و بىحرمتى روا ندارند و بدانان گفت : مكه سرزمينى است كه ستمگر نمىتواند در آن باقى بماند ، پس خدا را پاس داريد پيش از آنكه كسانى بيايند و شما را با خوارى و كوچكى از آن برانند . در آن صورت است كه آرزو مىكنيد بتوانيد بر كعبه طواف كنيد ليكن ياراى آن را نخواهيد داشت . هنگامىكه مشاهده كرد آنان پند و
التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 185 | هادى انصارى / محمد طاهر الكردي المكي ( خطاط )