« الحجر الأسود من الجنّة » ؛ « حجر الأسود از بهشت است . »
و نيز احمد و ديگران روايت كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود :
« الحجر الأسود من الجنه و كان أشدّ بياضاً مِنَ الثَّلج حتّى سوَّدتْهُ خطايا أهل الشرك » .
« حجرالأسود از بهشت است و سفيدى آن از سفيدى برف بيشتر بود ليكن خطاى مشركان و كافران رنگ آن را به سياهى تبديل ساخت . »
در بارهء رنگ سياه حجرالأسود ، مطالبى در تاريخ آمده كه به ذكر برخى از آنها مىپردازيم :
ازرقى به هنگام سخن دربارهء ساختمان كعبه به وسيلهء ابن زبير ، از شرحبيل از ابى عون از پدرش روايت كرده است كه گفت : « حجرالأسودِ شكاف خورده و سياه شده در اثر آتش سوزى را ديدم در حالى كه درون آن همانند نقرهء سفيد بود . »
همچنين ازرقى به هنگام اين ساختمان ، از منصور بن عبدالرحمن حجبى ( پرده دار ) ، از مادرش روايت كرده است كه گفت : رنگ حجرالأسود پيش از آتش سوزى همانند رنگ سنگ مقام بود ليكن هنگامىكه آتشسوزى رخ داد ، اين سنگ سياه گرديد .
به هنگام اين آتشسوزى حجرالأسود سه قطعه شد كه ابن زبير آن را در طوقى از نقره قرار داد .
ابن جبير در سفرنامهاش ، كه به سال 578 هجرى صورت گرفته ، آنگاه كه به مكه مىرسد ، از مشاهدات خود دربارهء حجرالأسود اين گونه توصيف مىكند :
« در قطعهء سالمى كه در سمت راست استلام كنندهء حجرالأسود واقع است ، نقطه سفيد رنگ كوچكى ديده مىشود كه همانند خالى در آن صفحهء مبارك مىدرخشد . اين نقطهء سفيدرنگ بگونهاى است كه نگاه كردن به آن موجب جلاى چشم مىگردد . »
در كتاب « الاشاعة لأَشراط الساعة » به هنگام سخن دربارهء از جا در آوردن حجرالأسود به وسيلهء قرامطه ، در سال 317 هجرى ، اين گونه مىنويسد : محمد بن نافع خزاعى گويد :
التاريخ القويم لمكة وبيت الله الكريم ( كعبه و مسجد الحرام در گذر تاريخ ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: هادى انصارى
ص١٤٩