تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
اى مروان تو و ياران كه در اين مجلس حاضرند همه در لعن سهيم و شريكند از جهت شما و پدران شما كه پيش از شما بودند . يا مروان براى شما زيادتى از ياران آنست كه شما را تخفيف به وسيلهء ارتكاب طغيان كثير ايزد سميع بصير نمود بتصديق خدا و تصديق رسول مجتبى چنانچه عزّ و جلّ ميفرمايد كه : * ( وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً ) * . اى مروان تو و ذرّيّت تو شجرهء ملعونه كه در قرآن مذكورست از قول رسول خداى تبارك و تعالى بىشبهه و ارتياب خواهيد بود . و چون آن ولىّ ايزد بيچون أحوال آن ملعون را معلوم او و باقى بنو اميّه نمود معاويه بخوف آنكه مبادا حقايق أحوال سابقهء او را كرّه ثانيه با بعضى از مقدّمات كه حضرت ولىّ ذو المنن مخاطبات ميفرمود كه : اى معاويه من حقايق أحوال شما را مفصّلا بيان نمينمايم زيرا كه ذكر آن موجب طول كلام است چه بيان تمامى شنار و عار بواسطهء كثرت آن به غايت صعب و دشوار است ، در اين وقت شروع در ذكر و بيان آن نمايد لهذا دست بر لب مبارك حسن بن على عليه السّلام گذاشت و گفت : يا أبا محمّد شما هرگز فحّاش نبوديد الحال بس است . در آن أثر حضرت ولىّ ايزد أكبر رداء مبارك پوشيده از مجلس ايشان برخاست و بيرون رفته متوجّه دولت سراى خود گرديد و قوم بنو اميّه از آن مجلس بغيظ و خشم تمام و حزن و اندوه لا كلام و سياه‌روئى خارج از ادراك أوهام بيرون برفتند .