تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
گفت : بلى گفتم : با او چه ميكنى ؟ عمرو بن عبيد گفت : هر چه بر جوارح و أركان من وارد گردد به ميزان بدل نمايم . گفتم : آيا اين جوارح از تميز دل مستغنى نيست ؟ گفت : نه گفتم : چون چنين باشد كه تمامى جوارح صحيح و سالم باشند ؟ عمرو گفت : اى پسر هر گاه جوارح شكّ در چيزى كنند آيا او را بو مىكند يا به نظر مىبيند يا مىچشد بلكه به هيچ يك از اينها متميّز نگردد امّا چون ردّ آن به قلب نمايد آنچه يقين است بر او شود و شكّ باطل گردد . من گفتم : پس حضرت عزّ و جلّ دل را براى شكّ جوارح اقامت نموده باشد . گفت : بلى من گفتم : پس دل براى جوارح ضرور باشد چه اگر دل نباشد جوارح را تيقّن حاصل نگردد . عمرو گفت : بلى من گفتم : يا با مروان حضرت حقّسبحانه و تعالى جوارح شما را به غير هادى مرشد نگذاشت بلكه امام براى جوارح شما معيّن گردانيد كه هر چه صحيح است نزد او تصحيح يابد و هر چه در آن شكّ و گمان باشد در خدمت او نفى و بىبنيان شود چه اگر چنين نباشد لازم آيد كه حضرت ايزد خالق همگى و تمامى خلق را در حيرت و شكّ و اختلاف ترك كرده باشد و براى ايشان امام
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 369 | أحمد بن علي الطبرسي / پاكتچي / نظام الدين احمد غفارى مازندرانى