تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اى طايفهء غدرهء مكره اگر توانيد حيله و مكر فيما بين خود و شهوات نفوس أمر خود نمائيد . آيا ارادهء آن داريد كه چنانچه به آباء ما طريقهء مخالفت و شيوهء - مخاصمت مرعى داشتيد و بدان وسيله خاك در ديدهء امانى و آمال خود نپاشيد . كلَّا و حاشا بحقّ پروردگار رقّاصان منى و مشتاقان كعبهء لقا هنوز جراحت شما ديروز از قتل پدرم سبط سيّد الرّسل و نور ديدهء ولىّ حضرت عزّ و جلّ مندمل نشده . اى أهل كوفه بىفرزند شدن جدّم رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و قتل اهل بيت او در أمس فراموش من بلكه نسيان هيچ كس نگردد و از قتل پدرم و دو پسر او پدر و جدّم أمير المؤمنين حيدر عليه السّلام را بىفرزند و جهانى را بسوز و شيون و درد و حزن مقترن گردانيديد . از اين مصيبت سينه من شكافته و مجروح و دلم محزون و مقروح است و از تلخى اين غصّه و غم حنجره و حلقم در غايت مرارت و تلخ كامى و از تجرّع كأس ألم اين درد غصص بيحدّ در فراش سينهء بىكينه‌ام بشادكامى است . استدعاى و التماس من از حضرت ايزد تعالى آنست كه شما أهل كوفه را بمددكارى و يارى ما و از دشمنى و عداوت ما مهجور گرداند . بيت :
ز كوفى اميد بهى داشتن بود خاك در ديده انباشتن
بعد از آن آن سرور انس و جان متكلَّم به اين كلمات منظومه گرديد .