تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و متديّنين ايشان كه پيشتر أصلا تجويز مثل آن أمر نمينمودند . در آن حال قبول آن أحاديث و أقوال نموده روايت ميكردند كه آن أحاديث همه حقّست چه حقايق آن بر أكثر ايشان مخفى و پنهان است زيرا كه اگر علم ببطلان آن ميداشتندى و بيقين ميدانستندى كه آن أحاديث موضوعه متصنّعه است هر آينه از آن اعراض نموده روايت و حكايت از آن ننمودندى و آن را دين و آئين ندانستندى و از مخالفت آن بغض و عداوت با هيچ أحدى از امّت نداشتندى . پس حقّ در زمان آل أبى سفيان باطل و باطل در أيّام خلافتشان حقّ بود و كذب در آن وقت صدق و صدق كذب بود و مؤمنان در آن زمان كه به وسيلهء فرار از منازل أوطان از دست واليان معاويه بن أبى سفيان جان برده در أطراف و أكناف جهان مضطرب و سرگردان بودند و در هيچ بلاد و أمصار ظاهر و آشكار نبودند . و چون امام حسن بن على عليهما السّلام از دار الغرور جهان منتقل بدار السّرور جنان شدند براى محبّان و شيعيان خاندان ايشان فتنه و بلا و مشقّت و عنا فراوان بلكه بغايت بىپايان ظاهر گرديد هيچ ولىّ از واليان خداى منّان نبود الَّا آنكه از آل أبى سفيان بر نفس و جان بغايت الغايت ترسان و متحيّر و سرگردان بود . يا آنكه مقتول و شهيد ، يا از شهر و ولايت دور و مهجور يا مطرود ، و منفور ميبود . راوى روايت كند كه قبل از فوت معاويه به دو سال سبط رسول ايزد متعال أبى عبد الله الحسين عليه السّلام من الملك الفعّال ارادهء حجّ