تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
الحال مقال مرا استماع نمائيد ، و بعد از شنيدن قول من كتمان آن بر خود لازم و عيان دانيد و چون مراجعت به امصار و معاودت به شهر و ديار و قبايل خود نمائيد بجمعى كه موثّق بايشان و مأمون به آن شيعيان و محبّان باشيد ، آن جماعت را بنزديك خود بخوانيد و آنچه دانيد و از ما تعليم داريد ايشان را بحقايق آن واقف و عالم گردانيد زيرا كه من از آن خائف و هراسانم كه أمر حقّ مندرس و ضايع مطلق گردد اگر چه قادر بيچون بوثيقهء * ( وَالله مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * حقايق أحكام شرايع و آداب اسلام بر طرف و زبون نخواهد كرد . خلاصهء كلام آنكه حضرت امام حسين ( ع ) در آن محفل و مقام آنچه از حجّت و الزام أنام بر آن حضرت واجب و لازم بود به حكم ايزد علَّام حقايق آن را بالتّمام بايشان رسانيد و آنچه حضرت ايزد منّان در قرآن لازم الاذعان در شأن عاليشأن ايشان و آباى كرام فخام ذكر و بيان نمود تفسير و تأويل تمامى آن را بر آن مردمان مذكور و عيان گردانيد و هر چه حضرت رسول ايزد معبود در حقّ پدر و مادر او و باقى اهل بيت گفته بود روايت و نقل مينمود و از صحابه شهادت و طلب تصديق ميكرد ايشان ميگفتند : اللَّهمّ نعم بار خدايا چنين است ما به همين ذكر و بيان از حضرت نبىّ الانس و الجانّ شنيديم و شاهد بر آنيم و تابعين ميفرمودند : بار خدايا با همين حكايات كه حضرت سبط سيّد البريّات در محضر اين مردمان بيان و عيان گردانيد حضرت رسول ايزد منّان كه ما تصديق ايشان و ايمان به آن نبىّ آخر الزّمان داشتيم براى ما و ساير ياران كه در ظلّ رأفت و احسان ايشان متمكَّن بوديم مكرّر از زبان معجز نشان شنيديم و شاهد بحقايق آنيم .