خاتمهء كتاب
مؤلّف حقايق گويد : بدان كه آنچه ما در اين كتاب ايراد نمودهايم و در اين مقالهها و بابها از اسرار دينى و معارف يقينى تحقيق كردهايم و آنچه از رموز اعتقادات « 1 » اشاره به آن كردهايم و آنچه بَسطِ كلام در آن نمودهايم از بيان اخلاق پسنديده و ناپسنديده و از اظهار اسرار عملهاى حسنه و سيّئه ، كمى از اينها در غير اين كتاب به اين تنقيح و پاكيزگى و به اين توضيح و ترتيب يافت مىشود با « 2 » آنكه بناى مأخذ مجمل آنها بر اصلهاى اصيل « 3 » است كه اعتمادى نمىباشد مگر بر آنها و « 4 » وثوقى نيست مگر به آنها « 5 » ، مانند قرآن و سنّت پيغمبر و احاديث اهل بيت نبوّت سلام اللَّه عليهم ، نه مانند رأيهاى مردمى كه صاحبان وسواس شيطانند ؛ آن چنان شيطانى كه در دلهاى مردم وسوسه مىكند « 6 » خواه شيطان جنّ و خواه شيطان انس .
و خداى عزّ و جلّ توفيق داد مرا از براى جمع كردن و تأليف نمودن در چند ماه كمى از سال نود و هزار هجرى ، در زمانى كه مُشرف بر رحيل بودم و از عمر من هشتاد و سه سال و دو سه ماه گذشته بود و احاطه نموده بود بر من اسباب اختلال احوال و پريشانى خاطر از مرضها « 7 » و علّتهاى جسمانى كه امّيد زوال آنها نبود . و اين
هامش
( 1 ) . اعتقادات /a sاعتقاد است .
( 2 ) . با /sتا .
( 3 ) . اصيل /aاصلى .
( 4 ) .s a- و .
( 5 ) . به آنها /sبر اينها .
( 6 ) . مىكند /mمىكنند .
( 7 ) . مرضها /aمرضهاى .