آواز كلام را شريف مىشمارند از براى حكمتى كه در آن درج مىباشد . و كلام چيزى است رفيع الشَّأن و بلندمرتبه و سلطنت آن غالب و حكم آن در حقّ و باطل نافذ و قاضىاى است عادل و شاهدى است پسنديده و امر و نهى مىكند . و باطل را طاقت مقاومت در برابر حكمت نمىباشد چنانچه سايه را طاقت مقاومت در برابر شعاع آفتاب
[ m . b 113 ]
نمىباشد . و آدمى را طاقت رسيدن به كنه حكمت نمىباشد « 1 » چنانچه چشم را طاقت ملاحظهء آفتاب نمىباشد « 2 » ، بلكه آن مقدار از « 3 » شعاع آفتاب را درمىيابد كه مدد ديدن باشد و راه به مطالب خود برد « 4 » .
فصل [ تعظيم ]
و از جملهء امور باطنى از براى تلاوتكنندهء قرآن تعظيم متكلّم است . و سزاوار از براى قارى در ابتداى تلاوت قرآن آن است كه حاضر گرداند در خاطر عظمت متكلّم را و بداند كه آنچه مىخواند از كلام آدمى نيست . و بداند كه تلاوت كلام خدا را نمودن خطر بسيار دارد « 5 » زيرا كه فرموده :
« لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ »
« 6 » يعنى مسّ آن را نمىكنند مگر پاكيزگان . و چنانچه ظاهر جلد قرآن و كاغذ آن محفوظ است از ظاهر پوستِ لمسكننده مگر آنكه پاك باشد همچنين باطن معناى آن از راه عزّت و بزرگى كه دارد محجوب است از باطن قلب مگر آنكه از هر پليدى منقطع و به نور تعظيم و احترام نورانى باشد . و « 7 » چنانچه هر دستى صلاحيّت مسّ جلد مصحف را ندارد همچنين هر زبانى « 8 » صلاحيّت تلاوت حروفِ آن و هر دلى قابليّت رسيدن به معانى آن را ندارد .
هامش
( 1 ) .a+ و .
( 2 ) .m- و آدمى را طاقت رسيدن به . . . نمىباشد .
( 3 ) .a- از .
( 4 ) . برد /a sببرد .
( 5 ) . دارد /aداده !
( 6 ) . واقعه : 79 .
( 7 ) .a m- و .
( 8 ) .a- صلاحيّت مسّ . . . زبانى .