را بلند سازى در حالتى كه از عقاب خدا پناه به عفو او برده باشى و متابعت سنّت پيغمبر نمايى . و بعد از آن به ركوع كردن خوارى و تواضع از براى خدا را از سر بگيرى و سعى كنى كه دل را نازك گردانى و تجديد خشوع بكنى و خوارى خود و عزّت مولا و پستى خود و بلندى پروردگار را دريابى . و استعانت بر قرار دادن اين در دل به زبان بجويى و شهادت به عظمت او و اينكه عظيمتر از هر عظيمى است بدهى و مكرّر اين را بر دل بخوانى تا به تكرار اين را مؤكّد سازى .
و بعد از آن سر از ركوع بردارى در حالتى كه امّيدوار باشى كه خدا رحم كند بر خوارى تو . و مؤكّد سازى امّيدوارى را در دل به گفتن :
« سمع اللَّه لمن حمده »
يعنى اجابت كند خداى عزّ و جلّ دعاى كسى را كه شكر او كرده . و در عقب اين شكرى كه مقتضى زيادتى نعمت است بر زبان جارى گردان و بگو :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
. و بعد از آن زياد
[ m . a 108 ]
كن خشوع و افتادگى را و بگو :
« أهل الكبرياء و العظمة و الجود و الجبروت »
يعنى خداى تعالى « 1 » سزاوار بزرگوارىِ صورى و معنوى است و بخشندگى و فرمانروايى است به قهر و غلبه .
و از حضرت أمير المؤمنين سلام اللَّه عليه مروى است كه پرسيدند از معناى كشيدن گردن در ركوع ، فرمودند كه « 2 » : تأويلش آن است كه ايمان به تو آوردهام اگرچه « 3 » گردن مرا بزنى « 4 » - « 5 » .
و در مصباح الشَّريعة از حضرت امام جعفر صادق « 6 » عليه السلام روايت است كه : هيچ بندهاى ركوع نمىكند از براى خدا ركوعى چنانچه بايد مگر آنكه زينت مىدهد
هامش
( 1 ) .a s- خداى تعالى .
( 2 ) .a s- كه .
( 3 ) .a+ خواهى .
( 4 ) . بزنى /sمىزنى .
( 5 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه 1 : 311 ح 927 . علل الشرائع 2 : 320 ضمن ح 1 .
( 6 ) .s- صادق .