كه نماز هركسى كه غافل باشد از آنچه در آن مىگويد و مىكند مقبول نمىباشد مگر قدرى كه در آن حضور قلب داشته باشد ، و فقها حضور قلب را شرط نمىدانند مگر در وقت تكبيرة الإحرام و توجّه و چون جمع ميان اين دو توان نمود ؟
و نيز نمازگزارنده در نماز و دعا مناجات با پروردگار خود مىكند چنانچه معلوم است و در حديث نيز وارد شده ، و شكّى نيست كه كلام با غفلت مناجات نيست . و كلام عبارت است از اظهار آنچه در خاطر باشد و اظهار خاطر نمىتوان نمود مگر به حضور قلب ، پس در گفتن :
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
« 1 » يعنى هدايت كن ما را به « 2 » راه راست . چه سؤالى است با آنكه « 3 » دل از اين معنا غافل باشد ؟ !
و شكّى نيست كه مقصود از قرائت و ذكرها حمد و ثنا و تضرّع و دعاست و مخاطب خداى عزّ و جلّ است و دل بنده به پردهء غفلت از خدا محجوب است و خدا را نمىبيند و مشاهده نمىكند ، بلكه از آن غافل و زبانش به حكم عادت حركت مىكند . و اين بسيار دور است از مقصود نمازى كه مشروع شده از براى پاكيزه شدن « 4 » و تجديد ذكر خدا و ثابت شدن عقد ايمان به سبب آن .
و آنچه گفتيم حكم قرائت و ذكر است ، امّا ركوع و سجود جزم « 5 » است كه مقصود در آنها تعظيم خداست و تعظيم با غفلت چون جمع مىشود ؟ و هرگاه از تعظيم بيرون رود چيزى باقى نمىماند مگر محض حركت پشت و سر و در اين مشقّتى نيست كه قصد امتحان بندگان به آن شده باشد و ستون دين و فاصلهء ميان كفر و اسلام باشد و بر ساير عبادتها مقدّم باشد و به سبب ترك آن به خصوص قتل واجب شود .
جواب گوييم : بدان كه ميان قبول و مجزى بودن فرق است ، زيرا كه مقبول از
هامش
( 1 ) . فاتحه : 6 .
( 2 ) .s a- به .
( 3 ) . آنكه /aاينكه .
( 4 ) .a+ دل .s+ و دل .
( 5 ) . جزم /aجزئى .