پريشانى و اضطرار او مىكند ، بلكه اين ضربى است بر باطن مردم و خود را در معرض خوارى داشتن مگر آنكه از ميان مردم بيرون رود .
امّا به قسم اوّل برمىگردد كه فريب خود را داده باشد و خود را در معرض هلاك « 1 » انداخته باشد . و كاشكى مىدانستيم « 2 » كه پنهان بودن اسباب و ظاهر بودن آنها چه دخل در توكّل دارد بعد از آنى كه ثابت شد كه معناى توكّل اعتماد بر خدا داشتن است و بَس نه به اسباب ، پس در اين مقام مىخواه اسبابى باشد يا نباشد ، پنهان باشد يا جلى باشد .
بلى ، مراتب مردم در اين معناى توكّل به تفاوت ايشان است « 3 » در قوّت و ضعف يقين و در قصر و « 4 » طول امل و در مقدار ذخيره كردن از راه امل از براى كسى
[ m . a 91 ]
كه منفرد يا صاحب عيال باشد ، پس بعضى مردم از جملهء مقرّبانند و بعضى از « 5 » اصحاب يمين و بعضى اصلًا توكّلى ندارند . و تفاوت مراتب از راه اعتماد به اسباب نداشتن و به قلّت و كثرت اعتماد برمىگردد . و هركه ايمان او كامل باشد اعتماد او بر اسباب بِالكلّيّة ساقط خواهد بود و از راهى كه گمان نداشته باشد خداى عزّ و جلّ روزى به وى مىرساند خواه كسب بكند « 6 » و خواه نكند ، امّا نبايد كه ترك كسب كند بلكه تابع فرمان خدا شود و اعتمادش بر خدا باشد و بَس نه به « 7 » كسب .
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند كه : ابا دارد خداى عزّ و جلّ از روزى دادن « 8 » به مؤمنان مگر از راهى كه گمان نداشته باشند « 9 » .
و سبب تخصيص دادن اين را به مؤمنان آن است كه كمال ايمان مقتضى آن است كه
هامش
( 1 ) . هلاك /aهلاكت .
( 2 ) . مىدانستيم /s aمىدانستم .
( 3 ) . ايشان است /mاست ايشان !a sاست به قدر تفاوت !
( 4 ) .a+ در .
( 5 ) . از /sدر .
( 6 ) . بكند /aكند .
( 7 ) . به /sبر .
( 8 ) .s- دادن .
( 9 ) . الكافي 5 : 83 ح 1 .