باشد كه خاطر خود را باز دارد از منتقل شدن به معصيتها و شهوتها راهى به آن ندارد مگر آنكه در تمام عمر مجاهده نمايد در « 1 » بازداشتن نفس از آنها و قلع شهوتها از دل ، و اين قدرى « 2 » است كه داخل در تحت اختيار است . و هميشه مواظبت بر خير نمودن « 3 » و خود را از فكر در موانعى كه باز مىدارد از طاعت مُخلّى ساختن تهيّه و ذخيرهاى است از براى حالت جان كندن ، چرا كه آدمى مىميرد بر حالتى كه زندگانى كرده و محشور مىشود بر حالتى كه مرده چنانچه در حديث وارد شده .
و از براى اين است كه نقل شده از بقّالى كه در حالت نَزع دو « 4 » كلمهء شهادتَين را به او تلقين مىكردند و « 5 » او مىگفت : پنج « 6 » شش « 7 » چهار ! و دل او مشغول حسابى بود كه پيش از مرگ عادت به آن داشت .
و آنچه در وقت مرگ مخوف است خاطرههاى بدى است كه در دل خطور كند و بَس . و عبارت از خاطر بد است
[ m . b 79 ]
آنچه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده كه :
مردى مىباشد كه پنجاه سال عمل بهشتيان مىكند تا آنكه ميان او و بهشت به قدر فاصلهء ميان « 8 » دوشيدن شتر مىباشد ، پس ختم مىشود براى او به آنچه روز ازل « 9 » تقدير شده « 10 » . و آنچه حضرت فرموده از مقدار فاصلهء دوشيدن شتر آن مقدار وقت وسعت عملهايى كه موجب شقاوت باشد نمىدارد ، بلكه خاطرههاى بدى است كه به دل خطور مىكند مانند برقى كه به سرعت مىرود .
هامش
( 1 ) . در /aو .
( 2 ) . قدرى /aقدرتى .
( 3 ) .a+ است .
( 4 ) .s a- دو .
( 5 ) .a- و .
( 6 ) .a+ و .
( 7 ) .s+ و .
( 8 ) .a s- ميان .
( 9 ) . ازل /aاوّل .
( 10 ) . مانند آن در عوالي اللئالي 1 : 82 ح 5 . صحيح البخاري 4 : 78 .