و نيز آن حضرت فرمودند : هيچ بندهاى نيست كه خدا نعمتى « 1 » به وى بدهد و قدر آن نعمت « 2 » را به دل بشناسد و حمد خدا « 3 » به حسب ظاهر به زبان بكند و سخن او در حمدگزارى تمام گردد مگر امر مىشود از براى او به زيادتى نعمت « 4 » .
و حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمودند كه : شبى حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در نزد عايشه بودند و « 5 » عايشه گفتند « 6 » : يا رسول اللَّه ! چرا اين مقدار خود را تعب مىفرماييد « 7 » و حال آنكه خداى تعالى گناهان گذشته و آيندهء تو را آمرزيده است ؟ آن حضرت فرمودند : اى عايشه ! آيا نبايد كه من بندهء شكرگزارنده باشم ؟ !
و حضرت امام محمّد باقر عليه السلام فرمودند كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله شبها در طاعت خدا بر سر انگشتان پاها مىايستادند ، پس اين آيه نازل شد :
« طه * ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى »
« 8 » يعنى اى محمّد ! ما قرآن را بر تو نفرستاديم كه تو اين مقدار تعب بكشى « 9 » .
و حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند : شكر نعمتْ اجتناب از حرامها نمودن است . و تمامى شكر آن است كه مردى بگويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
« 10 »
. *
و نيز از آن حضرت پرسيدند : آيا شكر حدّى دارد كه هرگاه بنده آن را « 11 » بجاى آورد شاكر باشد ؟ فرمودند : بلى . پرسيدند كه : آن چه چيز است ؟ فرمودند : آن است كه حمد خدا را بكند بر هر نعمتى كه به او داده در اهل و مال و اگر در مالى كه خدا به او « 12 »
هامش
( 1 ) . نعمتى /a sنعمت .
( 2 ) .s- به وى بدهد و قدر آن نعمت .
( 3 ) .s a+ را .
( 4 ) . الكافي 2 : 95 ح 9 . ثواب الأعمال : 188 . تفسير العيّاشي 2 : 222 ح 3 با تفاوت . تفسير القمي 1 : 368 .
( 5 ) .s- عايشه بودند و .
( 6 ) . گفتند /aگفت .
( 7 ) . مىفرماييد /a sمىفرمايى .
( 8 ) . طه : 1 و 2 .
( 9 ) . الكافي 2 : 95 ح 6 . صحيح البخاري 6 : 44 به مانند آن .
( 10 ) . مشكاة الأنوار : 71 . و همانند آن در الكافي 2 : 95 ح 10 .
( 11 ) . آن را /aاو .sاو را .
( 12 ) . او /s aآن .