فصل [ در ضرورت اندك جاهى در بعضى از موارد ]
بدان كه چنانچه ناچار است از اندك مالى از براى ضرورت طعام و لباس همچنين ناچار است از « 1 » اندك جاهى از براى ضرورت تعيّش با « 2 » مردم . و چنانچه آدمى مستغنى نيست از طعامى كه تناول كند پس جائز است كه دوست داشته طعامى « 3 » را و مالى را « 4 » كه به آن طعام
[ m . b 62 ]
بخرد ، همچنين خالى نيست از احتياج به خادمى كه خدمت او را بكند و به رفيقى كه اعانت او نمايد « 5 » و به پادشاهى كه محافظت او را بكند « 6 » و دفع كند ظلم بدكاران را از وى ، پس خواهش داشتن به اينكه در « 7 » دل خادم آن مقدار مرتبه داشته باشد كه باعث خدمت او شود مذموم نيست . و همچنين خواهش داشتن به اينكه در دلِ رفيق آن مقدار مرتبه و اعتبار داشته باشد كه رفاقت و اعانت او را خوب بكند . و همچنين محبّت داشتن « 8 » به اينكه در دل ( استاد آن مقدار اعتبار و وقع داشته باشد كه ارشاد و تعليم او را خوب بكند و اهتمام به حال او داشته باشد . و همچنين محبّت داشتن به اينكه در دل ) « 9 » پادشاه آن مقدار محلّ و منزلت داشته باشد كه دفع شرّ از وى به بهترين وجهى بكند ، زيرا كه جاه مثل مال وسيلهاى است به رسيدن به غرضها پس فرقى ميان مال و جاه نيست .
و حق آن است كه عين مال و عين جاه محبوب نباشد بلكه محبّت اينها نازل منزلهء محبّتى باشد « 10 » كه آدمى در خانه به آبِ خانه مىدارد از براى آنكه به جهت قضاى
هامش
( 1 ) . از /aدر .
( 2 ) .a- تعيّش با .s- تعيّش .
( 3 ) . طعامى /sطعام .
( 4 ) .a s- را .
( 5 ) . نمايد /aرا بكند .
( 6 ) . بكند /aنمايد .
( 7 ) . در /aاز .
( 8 ) .s- داشتن .
( 9 ) . ميان پرانتز ازmافتاده است .
( 10 ) .a- باشد .