تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
بسيارى مال و قدرت بر تسخير قلوب به بسيارى جاهْ « 1 » كمال است ، و چون اين را كمال دانسته‌اند محبّت آن را دارند و چون محبّت اين را دارند طلب آن را نموده‌اند و چون اين را طلب نموده‌اند مشغول آن شده‌اند و بر آن حريص شده كمالِ حقيقى كه موجب قرب به خدا و ملائكه است - كه آن علم و آزادگى است - فراموش كرده‌اند . و اين‌ها آن جماعتند كه آخرت را به دنيا فروخته‌اند « 2 » و عذاب ايشان تخفيف نخواهد يافت و كسى يارى ايشان را نخواهد كرد . و اين‌ها آن جماعتند كه سخن خداى عزّ و جلّ « 3 » در قرآن مجيد « 4 » را « 5 » نفهميده‌اند كه فرموده :
« الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ »
« 6 » يعنى مال و فرزندان زينت حيات دنياست و « 7 » علمها و عملهايى كه باقى مىماند و صالح مىباشند در نزد خداى عزّ و جلّ بهتر است . پس علم و آزادگى باقيات صالحات است كه كمالى از براى نفسند و باقى مىمانند بعد از مرگ و مال و جاه به زودى فانى و منقضى مىشود . و مَثل آنها را خداى عزّ و جلّ در قرآن مجيد زده چنانچه فرموده « 8 » :
« إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ »
« 9 » تا آخر آيه ، و معناى آيهء شريفه گذشت . پس هرچه به مردن از هم مىپاشد عبارت است از خوشى « 10 » دنيا و هرچه باقى مىماند از باقيات صالحات است . و ظاهر شد از آنچه گفتيم آنكه كمال قدرت به مال و جاه كمالِ وَهمى است و اصلى ندارد و آنكه هركه تمام عمر را صرفِ طلب آن نموده گمان كند كه مقصود اين است البته جاهل خواهد بود مگر آن قدر از دنيا كه آدمى را به « 11 » كمال حقيقى برساند .
هامش
( 1 ) .s a+ و ! ( 2 ) . فروخته‌اند /aفروختند .sفروخته . ( 3 ) .a s+ را . ( 4 ) .a- مجيد . ( 5 ) .s a- را . ( 6 ) . كهف : 46 . ( 7 ) .a s- و . ( 8 ) . فرموده /s aفرموده‌اند . ( 9 ) . يونس : 24 . ( 10 ) . خوشى /aناخوشى . ( 11 ) .a- به .