و بدانچه دانستى هرگاه نظر كنى به علم چون امرى است لذيذ في نفسه ، پس مطلوب لِذاته خواهد بود . و آن را نيز وسيلهء سعادت دنيا و آخرت و ذريعهء قرب به خداى عزّ و جلّ مىيابى ، زيراكه متوسّل نمىتوان شد به آن « 1 » مگر به علم . و عظيمترين اشيا از روى رتبه در حقّ آدمى سعادت ابدى و قرب الهى است ، و افضل چيزها چيزى است كه وسيلهء حصول آن دو باشد ، و نمىتوان رسيد به آن دو مگر به علم و عمل ، و به عمل نيز نمىتوان رسيد مگر به علم به كيفيّت عمل .
پس ثابت شد كه علم اصل جميع سعادات « 2 » و افضل همهء اشياست . و چون افضل نباشد و حال آنكه فضيلت هر چيزى به شرف ثمرهء آن است و دانستى كه ثمرهء علم در آخرت قرب پروردگار عالميان و ملحق شدن به زمرهء فرشتگان و نزديكى به گروه برگزيدگان است و در دنيا حصولِ عزّت و وقار است و فرمانروايى بر پادشاهان و محترم بودن در نزد مردمان ، حتّى آنكه جاهلانِ اتراك و اجلاف اعراب طبايع خود را مفطور بر توقير و احترام مشايخ مىيابند از راه اختصاص مشايخ به زيادتى علمى كه ايشان را حاصل شده از تجربهء امور ، بلكه « 3 » بهايم بِالطّبع نيز توقير آدمى مىنمايند از آن راه كه در آدمى كمالى زياده از درجهء حيوانى ادراك مىكنند .
و آنچه گفته شد در بيان فضيلت مطلق علم است . و چون علمها از راه اختلاف مراتب مختلفند پس لامحاله در فضيلت نيز متفاوت خواهند بود تا آنكه « 4 » منتهى
[ m . a 3 ]
شود به معرفت خداى عزّ و جلّ از راه يقين . و اين معرفت اصل هر معرفتِ ثابتهاى است كه ساير معرفتها به آن باز مىگردد .
روايت است از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمودند : اگر بدانند مردمان آنچه در فضيلت شناخت الهى است هرگز به رغبت نظر نخواهند كرد به آنچه بهرهمند
هامش
( 1 ) .s+ دو .
( 2 ) . سعادات /aسعادت .
( 3 ) . امور بلكه /aامورى كه !
( 4 ) . آنكه /a sاينكه .