تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
خداى عزّ و جلّ نيستى و كراهت دارى نعمتى را كه خدا در ميان بندگان خود قسمت كرده و عدلى را كه خداى تعالى در مملكت خود بر پاى « 1 » داشته به حكمت لطيفى كه دارد و منكر اين مراتب شده نعمت الهى را ناگوار و ناخوش خواهى شمرد . و اين جنايتى است كه بر مردمك توحيد نموده‌اى و خارى است كه در چشم ايمان افكنده‌اى . و بس است در ضرر رسانيدن اين نوع جنايت در دين و حال آنكه با وجود اين‌ها با مرد مؤمنى نفاق ورزيده‌اى و ترك خيرخواهىِ او نموده‌اى و مفارقت كرده‌اى طريقهء اوليا و انبيا را در خيرخواهىِ بندگان خدا و مشاركت نموده‌اى با شيطان در خواهش بلا از براى مؤمنان و زوال نعمت از ايشان . و تمامى اين‌ها خصلتهاى پليد است كه حسناتِ قلب را فانى مىسازد مانند فانى ساختن آتش هيزم را و محو كردن شب روشنىِ روز را . و امّا ضرر رسانيدن حسد به دنيا آن است كه به سبب
[ m . b 41 ]
آن متألّم و « 2 » در عذاب و هميشه در تعب و اندوه مىباشد « 3 » از آن راه كه خداى عزّ و جلّ دشمنان تو را خالى نمىسازد از نعمتى كه به ايشان برساند و هميشه به هر نعمتى كه در ايشان مىبينى در عذاب و از هر بلايى كه از آنها مىگردد در غم و الم بوده « 4 » ، پريشان خاطر و دلتنگ مىباشى . و آنچه را تو از براى دشمن خود مىخواهى از محنت در اين وقت دشمن تو در تو مىيابد و حال آنكه آن نعمت از محسود به حسدِ تو زائل نمىشود چو اگر نعمت به حسد زائل مىشد « 5 » هرگز نعمتى بر تو و بر مردمان باقى نمىماند و نعمت ايمان نيز باقى نمىماند از براى آنكه كافران حسد بر مؤمنان در نعمت ايمان مىدارند .
هامش
( 1 ) . بر پاى /s aبر پا . ( 2 ) .m- و . ( 3 ) . مىباشد /aمىباشى . ( 4 ) .s a+ و . ( 5 ) . مىشد /sمىشود .
الحقائق في محاسن الأخلاق ( فارسى ) — صفحة 176 | الفيض الكاشاني / عبد الله غفرانى / نور الدين محمد بن مرتضى الكاشاني