او باشند نه آنكه او خادم شهوت باشد و هميشه از براى او « 1 » تدبيرها كند . و اين عشق مرض قلبى است كه از خيال آخرت فارغ باشد و قصدى ديگر نداشته « 2 » .
و واجب است بر آدمى كه پرهيز كند از مقدّمات آن به اينكه به هرچه نظر كند و فكر در آن نمايد ديگر عود به آن نكند ، و اگرنه هنگامى كه مستحكم شد دفع آن در غايت دشوارى است .
و تفريط شهوت فرج يا به پاك دامنى است كه از حدّ اعتدال خارج باشد ، يا به ضعيف بودن از بهرهمند ساختن منكوحهء خود و اين نيز مذموم است . و محمود آن است كه شهوت معتدل باشد و در كم و زياد فرمانبردار عقل و شرع باشد . و هرگاه به حدّ افراط باشد « 3 » به گرسنگى و نكاح تندىِ آن « 4 » را بشكند .
حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : اى گروه جوانان ! بر شما باد به جِماع كردن . و هركه را ميسّر نشود بر او باد به روزه داشتن كه در روزه نيز كسر شهوت مىشود « 5 » .
فصل [ در غالب بودن اين شهوت ]
بدان كه اين شهوت « 6 » غالبترين شهوتهاست بر آدمى و نافرمانبردارترين آنهاست مَر عقل را در هنگام برانگيخته شدن ، امّا چون مقتضاى اين شهوت قبيح و زشت است مردم از آن شرم مىكنند و از ارتكاب آن مىترسند . و امتناع اكثر مردم از آن يا از راه عجز است يا از راه ترس « 7 » و يا از راه حيا و يا از راه « 8 » محافظت بر حرمت . و در هيچ يك از اينها ثوابى متصوّر نيست زيرا كه در هريك از آنها اختيارِ حظّى است از حظهاى نفس بر حظّى ديگر و اين مقتضى ثواب نمىباشد .
هامش
( 1 ) . او /s aآن .
( 2 ) .a s+ باشد .
( 3 ) .m+ و !
( 4 ) . آن /s aاو .
( 5 ) . صحيح البخاري 2 : 229 . عوالي اللئالي 1 : 257 ح 27 .
( 6 ) . يعنى شهوت فرج .
( 7 ) .s- يا از راه ترس .
( 8 ) . راه /a sبراى .