تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤

189 . نرجس والده القائم ( عج )

نرجس مادر امام حجة بن الحسن ( القائم ) عليهما السّلام وزوجه أبى محمد ، امام حسن عسكرى عليه السّلام ، ونامش مليكه دختر يشوعا بن قيصر پادشاه روم است . مادرش از فرزندان حواريون منسوب به شمعون وصى حضرت مسيح عليه السّلام است . « 1 » نامهايى كه براي اين بانوى گرامى ذكر شده ، عبارتند از : ريحانه ، نرجس ، صقيل ، سوسن ومريم بنت زيد العلوية « 2 » ، وكنيه‌اش أم محمد بن حسن است . وى در سلك أسيران از روم به بغداد آمده بود وأو را از برده‌فروشى خريدارى كردند ؛ لذا اين بانوى محترم به‌عنوان جاريه ( كنيز ) ، وأم ولد نيز معرفى شده است . در حديثي كه صدوق از جابر ، صحابي معروف رسول الله صلّى اللّه عليه واله از لوح يا صحيفة حضرت فاطمه عليها السّلام نقل مىكند ، درباره نام مادر حجة بن الحسن مىنويسد : « امّه جارية ، اسمها نرجس » : « 3 » خلاصه‌اى از شرح زندگانىاش در بخش فضايل خواهد آمد . حضرت نرجس در حيات أبو محمد امام حسن عسكرى عليه السّلام ، ( يعنى قبل از ربيع أول سال 260 ق . زمان رحلت امام عسكرى عليه السّلام ) در سرّ من رأى رحلت كرد « 4 » لكن محلاتى مىنويسد : در سنه 261 ق . ودر پشت سر امام عسكرى مدفون گرديد وصندوق أو در زيبايى ظاهر وآشكار است . « 5 » فضايل : مليكه در خواب ديد كه حضرت مسيح عليه السّلام وشمعون ( وصى عيسى عليه السّلام ) وجمعى از حواريون به قصر قيصر وارد شدند وبر تختى قرار گرفتند . پس از آن رسول خدا صلّى اللّه عليه واله با عده‌اى از فرزندانشان داخل قصر شدند وپس از معانقه با مسيح عليه السّلام ، به ايشان فرمودند ، آمده‌ام تا دختر شمعون را براي فرزندم ( امام حسن عسكرى عليه السّلام ) خواستگارى نمايم . پس از قبول شمعون ، رسول الله صلّى اللّه عليه واله مليكه را به عقد فرزند خويش ، امام عسكرى عليه السّلام درآورد . مليكه بيمار شد وپزشكان روم از معالجه أو مأيوس گرديدند . قيصر از وى خواست ، چنانچه آرزويى دارد بگويد شايد كمكى جهت بهبود أو باشد . مليكه گفت : من اميدى ندارم ، ليكن اگر شكنجه وعذاب أسيران مسلمان را متوقف نمايى وزنجير از گردن ايشان بردارى وآنها را آزاد
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 2 ، 423 و 420 ؛ الغيبة : 135 . ( 2 ) . كمال الدين : 2 ، 432 ؛ مجمع الرجال : 7 ، 189 ، صقيل ، صيقل ذكر شده است . ( 3 ) . كمال الدين : 1 ، 307 ، در اين حديث نام أئمة عليهم السلام ومادرانشان ذكر شده است . ( 4 ) . بحار الأنوار : 51 ، 5 . ( 5 ) . رياحين الشريعة : 3 ، 26 .