صدوق به سند خود از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه ميمونه مىگفت : « إنّ النّبىّ صلّى اللّه عليه واله كان يأمرني إذا كنت حائضا أن ائترز بثوب ثمّ اضطجع معه في الفراش » : « 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه واله به من مىفرمود ، هنگامى كه حائض هستى ولباست آلوده شد وآلودگى در آن فرورفت ( يا لنگ ببند ) مىتوانى كنارم بر بستر دراز بكشى .
طبرانى به اسناد خود از ابن عباس از ميمونه بنت حارث نقل مىكند كه گفت :
« أصبح رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله وهو خاثر النّفس وأمسى وهو كذلك ، فقلت : يا رسول اللّه ما لي أراك خاثرا ؟ فقال : إنّ جبريل وعدني أن يأتيني وما أخلفنى قطّ فنظروا فإذا جرو كلب تحت نضد لهم ، فأمر رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله بذلك الجرو فأخرج ، وأمر بذلك المكان فغسل بالماء ، فجاء جبريل فقال له رسول اللّه صلّى اللّه عليه واله : إنّك وعدتني أن تأتيني وما أخلفتنى قطّ قال : أمّا علمت أنا لا ندخل بيتا فيه كلب ولا صورة » : « 2 » رسول خدا صلّى اللّه عليه واله صبح كرد ، درحالىكه تا عصر دگرگون وپريشان بود . گفتم : اى رسول خدا ! چرا شما را نگران وپريشان مىبينم ؟ فرمود : جبرئيل وعده كرده بود كه بيايد وهرگز خلف وعده نمىكرد ، درحالىكه نيامده است . نگاه كردند ، تولهسگى زير تخت ( چهارچوبى كه لوازم منزل را بر آن مىگذارند ) بود . پيامبر صلّى اللّه عليه واله فرمود تولهسگ را از آنجا ببرند وآنجا را با آب بشويند . جبرئيل آمد ، ورسول خدا صلّى اللّه عليه واله فرمود : با من وعده كردى كه مىآيى ؛ هرگز تخلف نمىكردى . جبرئيل گفت : نمىدانى در خانهاى كه سگ يا مجسمه باشد ، من وارد نمىشوم .
طبرانى اين أحاديث را از ابن عباس از ميمونه از پيامبر صلّى اللّه عليه واله ، نقل كرده است : پنج حديث درباره چگونگى غسل جنابت رسول خدا صلّى اللّه عليه واله ، « 3 » دو حديث درباره فضيلت نماز در مسجد النبي صلّى اللّه عليه واله ، « 4 » سه حديث درباره استفاده از يك ظرف آب براي غسل ، « 5 » ابن سعد نيز حديثي نظير اين دسته ذكر كرده است : هشت حديث درباره استفاده از پوست گوسفندى كه مرده است . « 6 » چهار حديث
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه : 1 ، 99 باب غسل الحيض والنفاس ، 205 .
( 2 ) . المعجم الكبير : 23 ، 430 .
( 3 ) . همان : 23 ، 422 - 424 .
( 4 ) . همان : 23 ، 425 .
( 5 ) . المعجم الكبير : 23 ، 425 - 426 .
( 6 ) . الطبقات الكبرى : 23 ، 426 - 428 .