172 . قنواء الهجري
قنواء « 1 » دختر رشيد هجرى « 2 » از أصحاب امام صادق عليه السّلام بوده است .
سخنان بزرگان : شيخ طوسي أو را از أصحاب امام صادق عليه السّلام معرفى كرده است . « 3 » برقى وى را از كساني كه از أبى عبد الله عليه السّلام روايت كردهاند ، ذكر كرده است . « 4 »
علامه مامقانى گويد : از روايتي كه قنواء نقل كرده ودر ذيل شرححال پدرش آمده است - در بخش حديث بيايد - وثاقت اين بانو ، نتيجة مىگردد . نيز ذيل شرححال پدر قنوا مىنويسد : گويند چون راوي حديث زن ( قنوا ) بوده ، مورد وثوق نيست ؛ لكن من مىگويم : جلالت وقوت ديانت وايمان وعلاقة شديدش به حق همه مانع از اين است كه حديث را به دروغ گفته باشد ويا مرتكب گناهان ديگرى شود واز سؤالي كه از پدرش پرسيد : « هنگامى كه اين بلا را به سرت آوردند آيا دردى حس كردى » ؟ . نتيجة مىشود كه همانند پدرش از نظر ايمان وتقوى به چنان درجهء بالايى رسيده كه چنين سؤالي كرد ومن براساس اين سؤال همان اندازه به اين راوي اعتماد دارم كه به روايت مردان ثقة اعتماد دارم ؛ زيرا تنها عاشقان الهى ومؤمنان واقعي هستند كه در برابر شكنجهها وبلايا صبر وتحمل دارند ودرد وإلمى حس نمىكنند وقنواء تربيت يافته همان پدر است . « 5 »
از چه كسى روايت كرده است : امام صادق عليه السّلام ، رشيد هجرى ( پدرش ) .
چه كسى از وى روايت كرده است : أبو حيان بجلى .
أحاديث : كشى به سند خود از أبو حيان بجلى از قنواء بنت رشيد هجرى از پدرش روايت مىكند كه گفت : « أخبرني أمير المؤمنين عليه السّلام فقال يا رشيد كيف صبرك إذا أرسل إليك دعىّ بنى اميّة فقطع يديك ورجليك ولسانك ، قلت : يا أمير المؤمنين آخر ذلك الىّ الجنّة ؟ فقال : يا رشيد أنت معي في الدّنيا والآخرة .
قالت : فو اللّه ما ذهبت الايّام حتّى أرسل إليه عبيد اللّه بن زياد الدعىّ ، فدعاه إلى البراءة من أمير المؤمنين عليه السّلام فأبى أن يتبرّأ منه ، فقال له الدّعىّ : فبأىّ ميتة ؟ قال لك تموت . فقال له : أخبرني
هامش
( 1 ) . با فتح قاف وسكون نون وفتح واو كه بعدش الف وهمزه است .
( 2 ) . رشيد به صورت تصغير شده والهجري با هاء وجيم مفتوح وراء مكسور وياء ، منسوب به هجر سرزمينى در گوشهاى از يمن است .
( 3 ) . رجال طوسي : 341 در برخى از نسخهها قنوا بنت زبيد آمده كه صحيح نيست ورشيد صحيح است .
( 4 ) . رجال برقى : 62 ( قنوا بنت رشيد الزيات ذكر كرده است ) ؛ معجم رجال الحديث : 23 ، 198 .
( 5 ) . تنقيح المقال : 3 ، 82 من فصل النساء و 1 ، 431 من باب الراء .