تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
از چه كسى روايت كرده است : علي بن أبي طالب عليه السّلام . چه كسى از وى روايت كرده است : محمد بن عبيد الله ، وعامر شعبى . أحاديث : ابن طيفور وابن عبد ربه به اسناد خود از طريق عباس بن بكار از محمد بن عبيد اللّه از ديدار سوده بنت عماره بن الاسك همداني روايت مىكنند ، ترجمه گفتار معاوية با سوده در فوق گذشت ، براي اجتناب از تكرار گفتار ، تنها كلام سوده درباره أمير المؤمنين عليه السّلام ذكر مىگردد كه گفت :
صلّى الإله على جسم تضمّنه * قبر فأصبح فيه العدل مدفونا قد حالف الحقّ لا يبغى به ثمنا * فصار بالحقّ والإيمان مقرونا
درود خداوند بر جسمي كه قبر أو را دربرگرفته است ، گويا عدالت در آن قبر مدفون شده است . أو هم‌پيمان حق بود وبه جاى خدا هرگز چيزى را نمىپذيرفت . أو با حق وايمان همواره قرين بود . قال لها معاوية : ومن ذلك ؟ قالت : علي بن أبي طالب . قال : وما صنع بك حتّى صار عندك كذلك ؟ قالت : قدّمت عليه في رجل ولّاه صدقتنا فكان بيني وبينه ما بين الغثّ والسّمين ، فأتيت عليّا عليه السّلام لاشكو إليه ما صنع بنا ، فوجدته فأخبرته قائما يصلّى ، فلمّا نظر إلىّ انفتل من صلاته ، ثمّ قال لي برأفة وتعطّف : ألك حاجة ؟ فأخبرته الخبر ، فبكى ثمّ قال : اللّهمّ أنت الشّاهد علىّ وعليهم إنىّ لم آمرهم بظلم خلقك ولا بترك حقّك . ثمّ أخرج من جيبه قطعة جلد كهيئة طرف الجواب فكتب فيها : . . . » : « 1 » معاوية گفت : أو چه كسى است ؟ سوده گفت : علي بن أبي طالب معاوية پرسيد مگر أو براي تو چه كرده است ، كه چنين به نزد تو عزيز شده است ؟ سوده گفت : روزى در مورد مردى كه براي جمع‌آورى زكات فرستاده بود به نزد وى شكايت بردم أو را در حالي يافتم كه نماز مىخواند وقتي مرا ديد نمازش را كوتاه كرد وبا رأفت ومهربانى پرسيد ، آيا كارى داشتى ؟ جريان را برايش نقل كردم ؛ حضرت گريه كرد وگفت : خدايا تو بر من واينان شاهد باش من هيچگاه به ستم بر اين مردم دستور نداده‌ام وبر ترك حق تو امر نكرده‌ام . سپس قطعهء پوستى از جيبش بيرون آورد وبر آن نگاشت .
هامش
( 1 ) . بلاغات النساء : 47 - 48 ؛ عقد الفريد : 1 ، 344 و 345 ( در بخش فضايل ترجمه اين حديث آمده است ) .