تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محدثات شيعه ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
محمد ! فرشتگان آسمان بر تو درود فرستند ، اين حسين است كه آغشته به خون واعضايش قطع شده است واين دخترانت هستند كه أسير شده‌اند . به خدا ومحمد مصطفى وعلى مرتضى وفاطمه زهرا وحمزه سيّد الشهدا شكايت مىبرم . اى محمد . اين حسين است . أو دختر فاطمه زهرا عليها السّلام مظهر عفت وعصمت ودرايت است . أو خواهر امام حسين سيد الشهداست واز نظر محبت وعلاقة نسبت به برادر عزيزش ، چنان بود كه روزى را بدون ديدار آن حضرت نمىتوانست سركند . در ايمان وفداكارى در راه دين وجهاد چندان شوقى داشت كه با تمام وجود در كنار امام وپيشوايش أبا عبد الله عليه السّلام بود وپسرانش را در راه دين وبرادرش هديه كرد . زينب عليها السّلام چنان صبور وشكيبا بود كه در طول تاريخ همه را به تعجب واداشته است ودر حقيقت از آغاز خلقت تاكنون هيچ زنى به حلم وبردبارى أو مشاهده نشده است . وى در مقامي بود كه توانايى حفظ اسرار امامت را داشت وحسين عليه السّلام هنگام شدت بيمارى زين العابدين ، مطالبى به زينب عليها السّلام فرمود وآن بانو داراى منزلت نيابت امامت گرديد . « 1 » شيخ صدوق به دو سند از أحمد بن إبراهيم روايت كند كه پس از رحلت امام عسكرى عليه السّلام از حكيمه بنت محمد بن علي عليهما السّلام ، پرسيدند : شيعه به كه رجوع كند ؟ فرمود : به أم أبى محمد عليه السّلام پرسيدند زنى مورد وصيت است ؟ حكيمه گفت : آن حضرت به حسين عليه السّلام اقتدا كرده است كه به خواهرش زينب بنت علي عليه السّلام وصيت فرمود . « 2 » زينب عليها السّلام در عبادت ، زهد ، تقوا ، جود وسخا سرآمد زنان زمان خويش بود . از مال وزينت وآسايش منزل همسرش چشم پوشيد وبراي انجام دادن وظيفة به همراه برادرش رهسپار بيابانها شد . زينب عليها السّلام ، خواهر وياور سالار شهيدان است وبحق أم المصائب ناميده شد ؛ زيرا شاهد مصيبت رحلت جد بزرگوارش رسول الله صلّى اللّه عليه واله ورنجها وشهادت مادرش زهرا عليها السّلام ، دخت پيامبر صلّى اللّه عليه واله وشهادت مظلومانه پدر گرامىاش أمير المؤمنين عليه السّلام وشهادت برادرش حسن عليه السّلام ، ومصيبت عظماى كربلا از ابتدأ تا انتها وچگونگى قتل برادرش سيد الشهدا ، حسين عليه السّلام ، شهادت برادران وپسرانش ، ونيز نظاره‌گر تمام مراحل حمله دشمن به خيمه‌ها واسارت آل رسول وحركت دادن آنها به صورت أسير از كربلا به كوفه وشماتت وتوهين دشمنان وابن زياد بود ؛ درحالىكه سرهاى
هامش
( 1 ) . همان : 57 . ( 2 ) . كمال الدين : 2 ، 501 و 507 .