آنها را متّهم به غلو كرده است .
730 . « مباني رجالي امام خمينى رحمه الله »
. علوم حديث ، ش 14 ( زمستان 1378 ) ، ص 38 - 138 .
نويسندهء مقاله در نظر دارد با ارائهء گوشههايى از مباحث رجالي مطرح شده در كتابهاى امام خمينى رحمه الله ، مباني وآراى رجالي ايشان در زمينههاى مختلف علم رجال را مشخّص بنمايد وچون حضرت امام رحمه الله ، داراى كتاب رجالي مستقلى نيست ، اين مباني رجالي را با مراجعه به آثار فقهى استدلالي وأصولي ايشان ، تهيه كرده است .
مقاله در بردارنده اين عناوين است :
ديدگاههاى امام رحمه الله در كلّيات علم رجال ؛
توثيقات خاصّ وعام ؛
بعضي از كتب روايى وبعضي از رجالي كه در اسناد روايات واقع شدهاند .
عاشورى تلوكى ، نادعلى .
731 . « تأمّلى در مقالهء : دروغپردازان در حوزهء حديث أهل سنّت » .
علوم حديث ، ش 10 ( زمستان 1377 ) ، ص 180 - 188 .
نويسندهء مقاله ، اشكالهايى را بر مقالهء « دروغپردازان در حوزه حديث أهل سنّت » مطرح مىنمايد ، از جمله : اشكال بر محدوديت مصادر مورد مراجعه ، نفى ادّعاى جعل حديث تا قرن ششم ، نفى بعضي حالات در مورد بعضي از شخصيتهاى ذكر شده ، صحيح نبودن استناد به هر كتابي به عنوان شاهد بر مدّعا .
عبد اللَّه ، محمّد .
732 . « نقد مقال : مع الطوسي في رجاله » .
الفكر الإسلامي ، ش 5 ( محرّم - ربيع الأول 1415 ق ) ، ص 205 - 210 .
اين مقاله در نقد مقالهء « مع الطوسي في رجاله » است . نويسنده پس از بيان اشكالهايى بر مقالهء ياد شده ، در اتّخاذ مطالب از مقالههاى ديگر ، بسيارى از اشكالهاى مطرح شده از طرف نويسنده بر كتاب رجال الطوسي را بي مورد دانسته است وتوجيحات وتوضيحاتى در عدم وردّ اين اشكالها بيان نموده است .