دهم هجرت ؛ سيم نظير همان روز از سنهء 35 كه روز بيعت ظاهري است ؛ چهارم روز ظفر يافتن بر أهل نهروان وبايد وقوع اين وقايع مهمّه همه در اوّل سال فرس باشد .
وممكن است كه مقصود از روزى كه جبرئيل بر آن حضرت نازل شد ، روز بيست وهفتم رجب نباشد ؛ زيرا كه نزول جبرئيل بر آن حضرت در روز مزبور بود تبليغ امر بر اظهار نبوّت بوده نه اوّلين نزول حقيقي ؛ بلكه قبل از تاريخ مزبور نيز جبرئيل بر آن حضرت نازل مىشد وبنابر اين فرض ، سه روز ديگر باقي خواهد بود ودر هر حال ممكن نيست كه مراد از روز اوّل سال فرس روز تحويل آفتاب به حمل باشد . وما برحسب استخراج معيّن كرديم كه موضع شمس در بيست وهفتم چهارده سال به هجرت مانده ، أواسط سرطان وسيزده سال مانده ، چهارم سرطان بوده تقريبا .
ودر هيجدهم ذي حجّه سنهء دهم هجرت در بيست وهفتم حوت بوده تقريبا ودر نظير همان روز از سال سى وپنج أواخر جوزا . پس روز تحويل آفتاب به حمل نمىتواند مقصود امام باشد ؛ تفاوق سنين شمسي وقمري در سى وسه سال مىشود تقريبا نه كمتر از آن . پس در 18 ذي حجّهء سال دهم هجرت كه موضع آفتاب معيّن است ، آفتاب به همان محل عود نمىكند مگر بعد از سى وسه سال تقريبا .
اين است خلاصهء تحقيقات عاجزانه ومحصول تتبّعات ناقصهء ناچيزانه كه با اختلال حال وتوزّع بال وانقلاب دهر ومحاصرهء شهر به رشتهء تحرير كشيده شد وچه مناسب است رباعي طالب آملي :
شورى است نهاده سر چه در شهر وچه ده * بر قوسقزح زمانه مىبندد زه
دارد به سر ايّام يكى فتنه كه باز * ابروى كمان مىجهد وچشم زره
واگر محقّقان فاضل ومدقّقان كامل خورده گيرند وبر خطايى واقف شوند ، حقّ به جانب ايشان خواهد بود ؛ زيرا كه : « كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد ؟ » . وفراغ از تأليف واقع شد در شهر رمضان سنهء هزار وسيصد وبيست ونه ودو مادّه تاريخ به ذهن فاتر رسيد :
يوم مولد ختم النبيّين 1329
ولادت رسول حق هفدهم ربيع الاوّل 1329