خلاصهء گفتار اين كه : خداوند متعال كتاب تدوينى خود ( قرآن ) را با نام خود شروع فرموده است ، چنان كه كتاب تكوينىاش را با بزرگترين و كاملترين اسمش كه نور پيامبر گرامى و وجود معنوى وى مىباشد ، شروع نموده و آن را پيش از ساير موجودات جهان هستى آفريده است .
توضيح اين معنى ، بدين گونه است كه : اسم آن را مىگويند كه به ذات و وجود واقعى چيزى دلالت كند . با در نظر گرفتن اين معنا ، اسماء و نامهاى خداوند بر دو گونه است : تكوينى و جعلى .
الفاظى را اسماى جعلى خداوند مىگويند كه از حروفى چند ساخته شدهاند تا به ذات اقدس و يا به يكى از صفات جمال و جلال او دلالت كنند .
و اما اسماى تكوينى همان موجودات و آفريدههايى هستند كه با وجود و هستى خويش به وجود خالقشان و به توحيد و عظمت او دلالت مىكنند و شهادت مىدهند ، چنان كه در قرآن مجيد آمده است :
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ .
« 1 » يا آنها از هيچ آفريده شدهاند يا خود خالق خويشند ؟ !
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
« 2 » اگر در زمين و آسمان جز اللّه ، خدايان ديگرى بود ، فساد در آنها ايجاد مىشد .
از اين آيات چنين بر مىآيد كه در هر موجود و پديدهاى ، يك نوع دلالت بر وجود خداوند و بر توحيد و عظمت وى وجود دارد ، بدين جهت است كه مىتوان آنها را كلمات و يا اسماى خداوند ناميد ، ولى اسماى تكوينى نه اسماى لفظى و جعلى .
ولى بايد توجه داشت ، همانطوركه اسماى لفظى خداوند از نظر دلالت به ذات اقدس او ، مختلف و متفاوتند كه بعضى از آنها به اصل ذات پروردگار و تمام كمالات وى دلالت مىكند و بعضى ديگر تنها به يكجهت خاصى از كمالات او دلالت دارند و هر نامى به اندازهء گنجايش و وسعت مفهومى خود از عظمت و كمالات او بازگو مىكند . اسماى تكوينى او نيز گرچه در اصل دلالت به وجود خداوند ، توحيد ، علم ، قدرت و ساير صفات كمالى او مشتركند ولى در شدت و
هامش
بسم اللّه نشانه امن و رحمت است و اين سوره به منظور برداشتن امن از مشركين نازل شده است . مستدرك ، 2 / 330 .
( 1 ) طور / 35 .
( 2 ) بقره / 22 .