وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ .
« 1 » و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان باشد .
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ .
« 2 » و از قرآن ، آن چه شفا و رحمت است براى مؤمنان نازل مىكنيم و ستمگران را جز خسران و زيان نمىافزايد .
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ .
« 3 » ما تو را [ اى پيامبر ! ] جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم .
وَ إِنَّهُ لَهُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ .
« 4 » و اين قرآن براستى مايه هدايت و رحمت است براى مؤمنان .
ذكر رحيم بعد از رحمان نكتهاى دارد
در صفحات پيش گفتيم كه هيئت « فعيل » از هر ريشه و كلمهاى آمده باشد ، دلالت دارد كه مفهوم اصلى و مصدرى آن از حالات غريزى غرايز و يا صفات دائمى ( 1 ) - و غير قابل انفكاك ذات است ، مانند : شريف و بخيل كه دلالت دارند بر اين كه شرافت و بخالت از صفات دائمى و لوازم ذات مرد شريف و بخيلند .
با اين بيان علت تأخير كلمهء « رحيم » - كه بر شكل « فعيل » ساخته شده است - از كلمه رحمان ، روشن و معلوم مىشود زيرا هيئت « رحمان » گرچه بر وسعت و عموميت رحمت دلالت دارد ، ولى دلالت نمىكند كه اين صفت از لوازم ذات است اين است كه پس از ذكر رحمان ، رحيم آورده شده است تا بدين معنى نيز دلالت و اشارت شده باشد و هر دو هدف در اين آيه كوتاه تأمين گردد كه خداوند ، هم رحمان است ، يعنى رحمت او به همه چيز وسعت و احاطه دارد و هم رحيم است يعنى رحمت او از صفات دائمى و لوازم ذاتش مىباشد و از ذات او منفك نمىگردد چون بعضى از
هامش
( 1 ) نحل / 89 .
( 2 ) بنى اسرائيل / 82 .
( 3 ) انبياء / 107 .
( 4 ) نمل / 77 .