رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا .
« 1 » اوست پروردگار آسمانها ، زمين و آن چه در ميان آنهاست پس او را پرستش كن و در راه عبادتش شكيبا باشد ! آيا مانند و همنامى براى او مىيابى ؟ ! ملاحظه مىكنيد كه خداوند متعال در اين سوره ( مريم ) به كلمهء « رحمان » عنايت بيشترى نموده و شانزده بار آن را در همان سوره به كار برده است ، از اينجا فهميده مىشود كه منظور از اين آيه كه براى خداوند همنامى نمىداند ، همان نام رحمان است كه به خدا اختصاص دارد و در غير او استعمال نمىگردد .
« رحيم » : پنجمين كلمه « بسمله » رحيم است ؛ اين كلمه صفت مشبهه و يا صيغه مبالغه است و از خصايص و اوصاف اين صيغه و اين شكل كه شكل « فعيل » است ، اين است كه غالبا در صفات غريزى و غير قابل انفكاك از ذات به كار مىرود ، مانند « عليم ، قدير ، شريف ، وضيع ، سخى ، بخيل ، علىّ ، دنىّ » و امثال اينها ، پس فرق اين دو صفت « رحمان و رحيم » به اين است كه رحيم دلالت مىكند به اين كه رحمت از لوازم ذات و صفات هميشگى و غير قابل انفكاك ذات اقدس الهى است ولى رحمان فقط دلالت مىكند بر اين كه خداوند داراى صفت رحمت است .
كلمهء « رحيم » در قرآن مجيد آنجا كه با متعلقش آمده است ، هميشه به وسيلهء « با » متعدى گرديده است ، مانند :
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ .
« 2 » راستى خداوند نسبت به مردم رؤف و مهربان است .
وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً .
« 3 » خداوند نسبت به مؤمنان مهربان است .
گويا اين كلمه در اين موارد كه با متعلقش ذكر شده است از متعدى بودن منسلخ و جدا گرديده و به صورت لازم استعمال شده است زيرا اگر لازم فرض نمىشد به وسيلهء « با » متعدى نمىشد و لازم فرض كردن اين كلمه ، غريزى و ذاتى بودن مفهوم آن را تثبيت مىكند ، مانند شريف و وضيع .
هامش
( 1 ) مريم / 65 .
( 2 ) بقره / 143 .
( 3 ) احزاب / 43 .