فرد عنود و متعصبى نيستم . اما تا به امروز در اشتباه بودم و حقيقت جريان بر من پوشيده بود .
آنگاه از من خواست كه به بحث و مذاكره در موضوعات ديگر نيز ادامه دهيم تا قسمتى از حقايق پوشيده آشكار شود و شبها در مسجدالنبى ( صلى الله عليه و آله و سلم ) جلسهء بحث و مذاكره مفصلى منعقد مىگرديد و گروه زيادى از صاحبان مذاهب مختلف در آن مدت ده روز كه من در مدينهء منوره اقامت داشتم ، اين جلسه ادامه داشت .
نتيجهء مذاكرات اين بود كه مرد فاضل مجبور شد از عقايدى كه نسبت به شيعه داشت دست بردارد و عقايد شيعه را محترم بشمارد و به افكار و نظريات آنان ارج بگذارد .
او وعده داد كه نتيجهء مذاكرات را در مجله « ام القوى » انتشار دهد تا حقيقت براى طالبان حق و آنان كه واقعبينند و از عناد و لجاجت ، پاك و بدورند ، ولى در اشتباه به سر مىبرند ، روشن شود و نسخهاى از آن مجله را براى من ارسال دارد ، اما به عدهء خويش عمل نكرد .
ما چه مىدانيم ، شايد اقتضا نكرده است و يا موانعى به وجود آمده و او را از هدف خويش بازداشته و از وعدهاى كه به من داده بود ، منصرفش ساخته است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 869
مساهمون: السيد الخوئي
ص٨٦٩