پاورقى شمارهء ( 13 )
مناظرهء مؤلف با يك دانشمند حجازى
به سال ( 1353 ه - . ق ) كه به زيارت خانهء خدا مشرف بودم ، در مسجد النبى پيرمرد فاضل و دانشمندى را ديدم به نام شيخ زين العابدين كه كار او مراقبت از كسانى بود كه به مهر سجده مىكردند و در دست هر كسى مهرى مىديد ، از دستشان مىگرفت .
به او گفتم : اى شيخ ! آيا در حرم رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) تصرف در مال مسلمانان بدون اذن و رضاى وى جايز و روا است ؟ ! گفت : نه . گفتم : به چه مجوزى تو مال اين مردم مسلمان را غارت مىكنى ، در صورتى كه آنان شهادت مىدهند بر اينكه خدا يكى است و محمد بنده و پيامبر او است .
در پاسخ من گفت : آنان مسلمان نيستند بلكه مشركند و لذا خاك و يا مهر را براى خود بت قرارداده و به آن سجده مىكنند . گفتم : آيا حاضرى در اين باره مفصلًا با هم بحث و گفتگو كنيم ؟ گفت : چه بهتر !
بحث و گفتگو شروع گرديد ، دامنهء بحث تا آن جا كشيد كه وى از عمل و گفتار خويش عذر خواهى كرد و از پروردگارش استغفار و طلب آمرزش نمود و گفت : من