نهگان حضرت موسى ، ولادت عيسى بدون داشتن پدر ، مسخ شدن عدهء زيادى از امتهاى گذشته بهصورت ميمون و خوك درآمدن آنها و وقايع و حوادثى كه از حد شمارش بيرون است و هيچكدام از اين وقايع در ميان امت اسلام واقع نشده است .
عدم تطابق دراين موارد بهترين دليل و گواه است بر اينكه : اين احاديث صحت ندارند و بر فرض صحت نيز ظاهر آنها منظور نمىباشد و شايد منظور ، اين باشد كه مشابه آن حوادث كه در ملل گذشته بهوقوع پيوسته است ، در ميان امت اسلام هم بهوقوع خواهد پيوست نه خود همان حوادث .
بنابراين ، تحريف درميان ملت اسلام نيز با حفظ الفاظ و ظواهر قرآن بهوقوع پيوسته است كه مخالف حقايق و مفاهيم قرآن عمل مىشود و اين خود نوعى تحريف است .
اين معنى را كه ما گفتيم از روايتى كه در اول بحث آورديم ، به دست مىآيد و همان معنى را روايت ديگرى نيز كه « ابوواقد ليثى » نقل نموده تأييد مىكند و آن اينكه رسول اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) در موقع حركت بهسوى « خيبر » به درختى بنام « ذات انواط » رسيد كه آن درخت به مشركين تعلق داشت و سلاحهاى خويش را بر آن مىآويختند . ياران پيامبر گفتند : يا رسولالله براى ما نيز « ذات انواطى » قرار ده ، همانطور كه مشركين دارند ، رسول خدا ( ص ) فرمود : سبحانالله ! اين درخواست شما مانند درخواست قوم موسى است كه گفتند : براى ما نيز خدايى قرار ده كه قابل رؤيت باشد ، همانطور كه آنان خدايانى دارند ، آنگاه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : به خدا سوگند ! از روش گذشتگان پيروى خواهيد نمود . « 1 »
از اين روايت چنين استفاده مىشود كه آنچه در اين امت واقع مىشود ، شبيه حوادثى است كه در امتهاى گذشته واقع شده است . تكرار عين حوادث گذشته موردنظر نيست .
هامش
( 1 ) . صحيح ترمذى 6 / 29 .