تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
تحريف بدين معنى نيز در صدر اسلام بدون ترديد به قرآن راه يافته است زيرا : اولًا : به گواه تاريخ ، عثمان در دوران خلافتش يك قسمت از قرآن‌هاى موجود را سوزاند و به استاندارانش نيز در شهرهاى اسلامى دستور داد ، تمام قرآن‌ها را به‌جز آنچه كه خودش جمع‌آورى نموده است ، بسوزانند . اين مطلب مىرساند كه قرآنى سوزانده شده ، با قرآنى كه خود عثمان جمع‌آورى نموده بود ، اختلاف و مغايرت داشته است و گرنه علتى براى سوزاندن و از بين بردن آن‌ها نبود . وثانياً : عده‌اى از علما و دانشمندان موارد اختلاف آن قرآن‌ها را معين نموده‌اند ، از جمله « ابوداوود سجستانى » - صاحب سنن معروف - - در اين موضوع كتابى نوشته ، آن را « كتاب المصاحف » ناميده است . از اين گفتار دو مطلب استفاده مىشود : ى كى اينكه : قرآن‌هاى دوران عثمان با يكديگر متفاوت بوده‌اند و تحريف به معناى زيادت و يا نقصان كلمه و كلمات به آن‌ها راه يافته است و تنها يكى از آن‌ها مطابق با واقع و از هرگونه زيادت و نقصان محفوظ بوده است و به عقيد ما قرآنى كه عثمان جمع‌آورى نموده ، همان قرآن متداول و معمول در ميان مسلمانان صدر اسلام مىباشد كه از هر جهت مطابق با واقع بوده ، از خود رسول اكرم ( صلىالله عليه وآله و سلم ) گرفته شده است . دوم اينكه : به عقيد ما و تمام كسانىكه تنها قرآن موجود را قطعى و متواتر مىدانند ، تحريف به معناى زيادت يا نقصان كلمه در بعضى از قرآن‌هاى صدر اسلام راه داشته است ولى در عصر عثمان كه قرآن‌هاى تحريف‌يافته سوزانده شده ، قهراً تحريف به آن معنى نيز از ميان رفت و تنها قرآنى كه از زيادت و نقصان خالى و محفوظ بود ، در دست مسلمانان باقى ماند . ولى كسانىكه تمام قرآن‌هاى صدر اسلام را قطعى و متواتر مىدانند ، مجبورند كه در قرآن موجود نيز تحريف را بپذيرند و كم و زياد بودن بعضى از كلمات آن را
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 307 | السيد الخوئي / محمد صادق نجمى / هريسى