ولى عقيدهء معروف در ميان شيعه اين است كه اين قرائتها بهطور متواتر نقل شده است و انتساب آنها به پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) قطعى نيست بلكه بعضى از قرائتها يك نوع اجتهاد از طرف خود قاريان بوده ، پارهء ديگر هم به صورت « خبر واحد » از پيامبراسلام ( صلىالله عليه وآله و سلم ) نقل شده است نه بهطور تواتر و اين نظريه را عدهاى از محققين و دانشمندان اهل سنت نيز پذيرفتهاند . به نظر ما اين عقيده در ميان علما مشهورتر از نظريههاى ديگر است در توضيح آن ، نخست دو موضوع را بيان مىكنيم :
موضوع اوّل : تمام مسلمانان با وجود اختلافات زياد فكرى و عقيدتى ، در اين مطلب اتفاق نظر دارند كه راه ثابت شدن قرآن منحصر به تواتر است و قرآن مجيد تنها از راه تواتر و نقلهاى فراوان و يقينآور ثابت شده است و راه دومى هم ندارد .
عدهء زيادى از دانشمندان شيعه و سنى بر اين مطلب چنين استدلال كردهاند : با توجه به اينكه قرآن اساس اسلام و معجزهء آسمانى براى گواه نبوت است ، بدين جهت از اهميت فوقالعادهاى برخوردار است ، بهطور طبيعى علل و انگيزهها براى نقل آن ، در ميان مسلمانان زياد بوده است . هر خبر كه از چنين اهميت فوقالعادهاى برخوردار باشد ، علل و دواعى بر نقل آن زياد باشد ، طبيعتاً فراوان نقل مىشود و به حد تواتر مىرسد و نقل كنندگان آن بيشتر خواهد بود .
بنابراين هر سخنى كه بهطور تواتر نقل نشود بلكه به صورت « خبر واحد » باشد معلوم است كه آن سخن جنبهء قرآنى نداشته ، از اهميت برخوردار نبوده است و اين است كه از قرآن محسوب نمىشود .
سيوطى مىگويد : قاضى ابوبكر در « انتصار » چنين آورده است كه گروهى از دانشمندان فقه و كلام معتقدند كه اگر آيهاى با خبر واحد نقل گردد ، در حكم قرآن خواهد بود گرچه به يقين نتوان آن را جزء قرآن دانست .
ولى به دليلى كه گفته شد ، بطلان اين نظريه واضح و روشن است زيرا اگر موضوعى با كثرت دواعى و انگيزههاى نقل ، به صورت خبر واحد نقل شود ، دليل
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢١٢