خاندان پيامبر ( عليهمالسلام ) نيز هميشه از قرآن پشتيبانى كرده و با محدوديتهاى فراوان و با محروميت از آزادى كه بر آنان حكومت داشت در علوم مختلف ، مخصوصاً در تفسير قرآن مجيد شاگردان برجسته و بلندپايهاى تربيت نموده و به جامع اسلامى تحويل دادهاند و از هر فرصت مناسب براى ايفاى وظيفه و مسئوليت بزرگ خويش استفاده نمودهاند .
در محيط و شرائطى كه نقل حديث ممنوع اعلان گرديده بود و حديثهاى موجود سوزانده مىشد . « 1 » در محيطى كه از طرف حكومت وقت به استانداران و فرمانداران دستور اكيد صادر شده بود كه در محل مأموريت خويش از نقل حديث خوددارى كنند و تنها به خواندن الفاظ قرآن قناعت ورزند . « 2 » در شرائطى كه از طرف خلفا عدهاى به جرم نقل حديث زندانى گرديده و عد ديگر به محيطهاى دور از اجتماع تبعيد مىگرديد . « 3 »
آرى در چنين محيطها و شرائطى است كه خاندان عصمت به جمعآورى و نوشتن احاديث و نقل آنها مىپردازند و به فرزندان و يارانشان دستور مىدهند كه احاديث را ضبط و يادداشت كنند و بهعنوان بزرگترين ارمغان به مسلمانان آينده تحويل دهند .
در شرائطى كه ديگران معارف قرآن را از بيگانگان فرامىگرفتند و در تفسير آيات توحيد و معاد و تاريخ پيامبران به دهان ديگران چشم دوخته ، خرافات و اسرائيليات را بهعنوان تفسير قرآن دهن به دهن نقل مىنمودند و از جعليات و يافتههاى جاعلان حديث با اشتياق استفاده مىكردند ، پيشوايان ما درس توحيد و عقايد اصيل اسلامى و تفسير درست و صحيح ياد مىدادند و معارف اسلامى را
هامش
( 1 ) . تذكره الحفاظ 1 / 3 - 5 ، جامع بيان العلم و فضله 2 / 147
( 2 ) . سنن ابن ماجه 1 / باب 3 ، طبقات ابن اسعد 6 / 2 ، تذكره الحفاظ 1 / 3
( 3 ) . تذكره الحفاظ 1 / 7 ، مجمع الزوائد 1 / 149 .