ص 489 س 1 تا 4 - پ : « و امى اشتد شوقى . . . الى عرسه » ندارد س 4 - پ : مادرم فداى س 6 - با : داماد مىشود س 9 - با : بمرده است س 11 - با : يكى از مشايخ س 16 - با : بر مىگرفت و . . . مىداد س 18 - با : عن عمر بن عبد العزيز س 18 تا 21 - پ : « عمر بن عبد العزيز قال . . . هذان ابو بكر و عمر » ندارد س 22 - با :
« يا عمر » ندارد .
ص 490 س 1 - پ : در خواب ديده بود س 2 - با : الا كه آن پاره ماه س 7 - با : سفر كرد س 9 - با : پيغامبرى س 10 - پ : پس از وفات س 11 - با : حجتى خواست س 11 و 12 - با : « و برهانى طلب كرد » ندارد س 16 - با : نصرت دهاد س 21 - پ : پس همان س 23 - با : ابو سعيد س 28 - پ و با : لى الوسيله .
ص 491 س 3 - پ : آن گرانى از من برفت س 3 - با : لفظ مبارك س 6 - با :
رازى روايت كند از ابراهيم شيبان كه گفت شنيدم از س 6 و 7 - با : « قال سمعت ابا الحق . . . صلع فى المنام » ندارد س 11 - پ : « در سجود » ندارد س 12 - پ :
« و به انگشت اشارت مىكند » ندارد س 16 - با : بر گرفتهام س 17 - با : كشته بودند س 19 - پ : بدان نگرستم . با : مىنگرستمى - با : س 20 - پ : مىنگرستى با :
نگرستى بدان س 25 - با : حجابت خويش س 26 - با : « از روزها » ندارد .
ص 492 س 3 - با : عرضه س 5 - پ : انديشه كرد كه فرزندى س 7 - با : نصر احمد حس آن بيافت س 25 - پ و با : فريشته از آسمان فرو آمدند س 27 - با :
نزد رسول .
ص 493 س 7 - با : اسحق بن احمد س 17 - با : « برادر اسماعيل » ندارد س 18 - پ و با : المكندر س 22 - با : گوشت مردم س 28 - با : ملامت مىكردم چرا او را نكشم .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 627
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٦٢٧