تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
ص 494 س 5 - پ و با : بخوابانيدم و كارد بر حلقش بماليدم س 16 - با : نگردانيد س 19 - پ و با : درويش س 20 - با : سلام گفتم س 21 - با : صحابهء رسول س 24 - با : باقى نان س 28 - با : زنارش شكسته ، در حاشيه : گسيخته . ص 495 س 15 - با : درويشم س 19 - با : « ابن مجاهد » ندارد س 28 - با : پيش پدرت . ص 496 س 5 - پ : به پسر خويش نوشت س 13 - با : در خواب ديدم س 17 - پ : شاكر النعمتك . ص 497 س 3 و 4 - پ : « من گفتم ايام . . . معلومات كدام است » ندارد س 8 - با : شيخ حسن بصرى س 14 - با : نباشد از امروز س 16 - با : باشد از امروز س 18 - با : او را مرگ اوليتر س 19 - با : از ابى يعقوب س 24 - با : تن آدمى بود . ص 498 س 2 - با : جمعى پيرامن او س 4 - با : دست از دست س 6 - با : نگرست به مردى س 21 - با : مىگفتند كه آخر الامر س 26 - پا و با : برو اگر . ص 499 س 1 تا 25 - پ : « ذكر ابو الحرث الاولاسى رايت النبى صلع . . . و انا لك نذير » ندارد س 27 - پ : بگردانيد . ص 501 س 4 - با : لى بخير اگر خواهى كه س 8 - با : مهران بن از عبد الله بن عباس س 9 - پ : قحطى پديد آمد س 22 - با : « دينار را » ندارد س 22 - با : « هر ده را » ندارد س 28 - با : صدقه كنيم .