زندهاى .
ص 471 عنوان - پ : باب السابع و الخمسون س 1 - پ : در فضيلت شهدا و زيارت قبر ايشان س 15 - اساس : از اين پس يك برگ از اساس مفقود است كه از نسخهء پاريس نقل شد و با نسخهء با يزيد ولى مقابله گرديد .
ص 472 س 13 - با : ابو بكر صديق س 16 - با : عن جعفر الصادق س 24 - پ :
« موضع » ندارد س 26 - با : به انگشت به تربت س 28 - اساس : در اين برگ افتادگى دارد .
ص 473 س 1 و 2 - با : غلام را بخواندم و سوار شدم و برفتم س 4 تا 6 - با :
« انا الشهيد على . . . قرانا گفت » ندارد س 9 - با : خواهرش عمه رسول بود س 15 - با : مىگويد س 18 - با : نشنيده بودم با خود س 28 - اساس : ساقط است اين برگ را .
ص 474 س 2 - با : باز مىكردم و مىگريستم س 3 - با : مىكردند و عمهء من مىگريست س 7 - با : پس گفت يا جابر مىدانى س 10 - با : تا در راه تو يك بار ديگر كشته شوم س 11 و 12 - با : « روز احد كه » ندارد س 14 - با : برفتند على رض از پيش برفت و حمزه را ديد مثله كرده و با حضرت پيغامبر عليه السلام آمد و حال بگفت س 14 - با : « و حمزه را بديدند » ندارد س 16 - با : كراهيت س 26 - با : از ما در روز احد بكشتند س 27 - اساس : در اين برگ افتادگى دارد .
ص 475 س 1 و 7 - با : « ابن الجموح » ندارد س 20 - پ : ما را بدادى س 24 - با :
از سطر 21 عبارت « كه در بهشت مىرويم و ميوههاى . . . » تا « . . . بدادهاى نباشد » در سطر 24 را فاقد است س 25 - با : « روح ما با قالب ما . . . و بار ديگر » ندارد .
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 624
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
ص٦٢٤