تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
چفته‌اى همچون چفتهء موسى ، يعنى آن كاه‌گل نداشته بود . و رسول عليه السلام گفت ، من نفرموده‌ام كه مساجد را عمارت به گچ كنند . پس مسجد همچنان مىبود تا بعد از وفات رسول عليه السلام . و ديوار مسجد پيش از آنكه آن را سايه‌بان كردند قدر قامت مردى بود و رسول عليه السلام دو خانه از براى دو زن خويش بنا بنهاد ( 1 ) و اصحاب رسول عليه السلام هر يك خشتى مىآوردند و عمار ياسر دو خشت مىآورد يكى از براى خود و يكى از براى رسول عليه السلام . پس رسول عليه السلام برخاست و دست مبارك بر پشت عمار ماليد و گفت : يا ابن سميه لك اجران و للناس اجر و آخر زادك شربة من لبن و يقتلك الفئة الباغية . گفت اى پسر سميه ، ترا دو مزد است و مردمان را يك مزد ، يعنى تو دو خشت مىآرى و مردمان يكى مىآرند ، و آخرين توشهء تو از خورش دنيا شربتى شير باشد ، و جماعتى باغيه ترا بكشند ، و السلام .