زير پاى هموار . چون رفتى آهسته رفتى چنان كه كسى در نشيبى رود .
و چون باز نگريستى بجمله سرو گردن نگريستى . پيوسته چشم فروخوابنيده . نظرش به زمين بيشتر بودى كه به آسمان . اصحاب در پىاش بودندى چون رفتى ، و هر كه را ديدى سبق بردى به سلام كردن . . . »
ص 58 و نيز بنگريد به صفحات 64 و . . .
در پارهاى مواضيع ، زبان ترجمه آشكار است :
« بدان كه مدارا و آهستگى در كارى نرفت هرگز الا كه آن را بياراست ، و مفارقت نكرد از چيزى هرگز الا كه آن را به عيب كرد . »
ص 75 پيداست كه عبارت بالا ترجمهء حديثى است منقول از
انس بن مالك : « ما كان الرفق فى شىء الا زانه ، و لا نزع من شىء الا شانه . »
فيض القدير شرح الجامع الصغير . للعلامة المناوى . ج 5 . ص 461
و نيز بنگريد : شرح فارسى شهاب الاخبار . تصحيح محمد تقى دانش پژوه .
ص 98 « هرگز كسى از رسول عليه السلام چيزى نخواست كه او را حاصل بود كه به دو نداد . »
ص 78 « هرگز رسول را مخير نكردند ميان دو كار الا آنكه خوارتر بود از هر دو برگزيد الا اگر در آن بريدن رحم بودى . پس از آن دور بودى ، و هرگز كسى به نزديك پيغمبر نيامد آزاد و بنده به حاجتى الا كه برخاست با او از براى حاجت او . »
ص 82 « ملايكه يارى هيچ پيغمبرى نكردند الا از آن محمد . »
ص 140 « گفت :
ساقى القوم آخرهم شربا .
آب دهندهء گروه آخر ايشان باشد آب خوردن او . » ص 151
شرف النبي ص ( فارسي ) — صفحة مقدمه 29
مساهمون: عبد الملك الخركوشي النيسابوري
صمقدمه ٢٩